تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
ناطوس [ 1 ] است . و گمان ميكنم در اين روزگار ناحيهء مزبور جزو متصرفات تركمانان باشد و ابن عثمان در آنجا پادشاهى مىكند و پايتخت او در آنجا شهر برصة [ 2 ] است و پيش از فرمانروايى تركمانان متعلق بروم بوده است تا آنكه ملتهايى بر روميان غلبه يافتند و سرانجام آن سرزمين به تصرف تركمانان در آمد . و در قسمت باخترى و جنوبى بخش پنجم اين اقليم سرزمين ناطوس است و در شمال آن تا آخر بخش بلاد عمورية [ 3 ] واقع است و در جانب خاورى اين ناحيه رود قباقب [ 4 ] است كه در رود فرات مىريزد و آن از كوهى كه در آن ناحيه واقع است سرچشمه ميگيرد و به سمت جنوب ميرود تا سرانجام پيش از آنكه فرات از اين بخش به اقليم چهارم برسد برود مزبور ميپيوندد . و در آنجا در سمت باختر رود فرات سرچشمهء رود سيحان در پايان اين بخش ديده مىشود ، آنگاه نهر جيحان در مغرب آن واقع است و هر دو رود به موازات آن روانند چنان كه در پيش ياد كرديم . و در خاور اين جايگاه مبدأ رود دجله است كه بموازات فرات جريان دارد تا در نزديك بغداد در ميآميزد و در زاويه‌اى ميان جنوب و خاور اين بخش در پشت كوهى كه رود دجله از آن آغاز مىشود ، شهر ميافارقين واقع است . و رود قباقب كه آن را ياد كرديم اين بخش را به دو قطعه تقسيم مىكند : يكى در جهت جنوب غربى است كه سرزمين ناطوس در آن واقع است ، چنان كه گفتيم ، و قسمت‌هاى پايين آن تا آخر شمال اين بخش امتداد دارد و در پشت كوهى كه رود قباقب از آن آغاز مىشود سرزمين عموريه است ، چنان كه ياد كرديم . و قطعهء دوم در جهت شمال شرقى است و بر ثلث قسمت جنوب آن سرچشمهء دجله و فرات واقع است و در شمال آن بلاد بيلقانست كه از پشت كوه قباقب بسرزمين عموريه پيوسته است و اين قطعه پهناور است و در آخر آن
هامش
[ 1 - ) ] در چاپهاى مصر « باطوس » است ولى صحيح « ناطوس » مىباشد كه بگفتهء دسلان منظور آناطولىAnatolieاست و وى بنقل از ادريسى مينويسد اين كلمه بمعنى خاور است . ص 154 ج 1 . [ 2 - ) ] در چاپهاى مختلف « برصه » و « برصا » آمده است ولى دسلان مينويسد : امروز نام اين شهر را بروسه «LBrouce» مينويسند . [ 3 - ) ] ( بفتح ع - كسر ر - فتح ى مشدد ). Amoriuin[ 4 - ) ] ( بضم ق اول و دوم ) شايد قره سوLCaraSouاست ( دسلان ) .