حذف گرديده است ] [ 1 ] و كوهى از جهت جنوب بر آن احاطه مىيابد كه از بخش هشتم داخل مىشود و بسوى باختر تا نزديك وسط آن بخش امتداد مىيابد و سپس بشمال منحرف مىشود تا با درياى طبرستان تلاقى مىكند و بر درياى مزبور احاطه مييابد و با آن امتداد پيدا مىكند تا به بقيهء آن دريا كه در اقليم ششم واقع است ميرسد ، سپس كنارهء دريا انحراف مىيابد و كوه نيز پيچ مىخورد و آنگاه از دريا جدا مىشود و در اينجا آن را كوه سياه مىنامند و جهت آن بسوى باختر تغيير مىكند و همچنان در آن سوى امتداد مىيابد تا به بخش ششم اقليم ششم ميرسد ، آنگاه به سمت جنوب باز ميگردد تا به بخش ششم اقليم پنجم منتهى مىشود و اين قسمت همان رشتهايست كه در اين بخش كشور سرير را از سرزمين خزران جدا مىكند و سرزمين خزران در بخش ششم و هفتم پيوسته به كنارههاى كوه سياه مىباشد ، چنان كه خواهد آمد . و سرتاسر بخش هشتم اين اقليم ( پنجم ) را چادرگاههاى غزها تشكيل ميدهد كه از طوايف باديهنشين ترك بشمار ميروند و در جهت جنوب غربى اين بخش درياچهء خوارزم ( آرال ) [ 2 ] واقع است كه رود جيحون در آن ميريزد و گرداگرد درياچهء مزبور سيصد ميل است و رودهاى بسيارى نيز از سرزمينى كه چادرگاههاى غزانست در آن فرو ميريزد و در جهت شمال شرقى آن درياچهء غرگون [ 3 ] واقع است كه گرداگرد آن چهارصد ميل و آب آن شيرين است . و در ناحيهء شمالى اين بخش كوه مرغار ديده مىشود كه بمعنى كوه برف مىباشد [ 4 ] زيرا همواره مستور از برف است و هيچگاه برف آن آب نميشود و كوه مزبور به آخر اين بخش متصل است . و در جنوب درياچه غرگون كوهى از سنگ خارا بنام غرگون ديده مىشود كه هيچ گياهى در آن نميرويد و درياچهء غرگون را بنام همين كوه نامگذارى كردهاند . و رودهاى بىشمارى از كوه غرگون و كوه مرغار كه در شمال درياچه واقع است بسوى آن سرازير مىشود و از دو سوى در آن ميريزد . و در بخش نهم اين نواحى ازكش [ 5 ] واقع است
هامش
[ 1 - ) ] عبارت داخل كروشه از ترجمهء دسلان نقل شد و وى آن را از نسخهاى خطى ترجمه كرده است .
[ 2 - ) ]LAral[ 3 - ) ] عرعون ( ن . ل ) .
[ 4 - ) ] ( بضم م ) دسلان مينويسد : غار در تركى بمعنى برف است ولى كلمهء « مر »merيا « مر »morدر آن زبان وجود ندارد .
[ 5 - ) ] اركس ( ن . ل ) .