تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
است كه در شمال باخترى اصفهان مىباشد و اين قطعه را ايالت بهلوس [ 1 ] مينامند و در وسط آن شهر نهاوند و در شمال آن شهر شهرزور است كه در قسمت شمال باختر نزديك جايگاه تلاقى دو كوه واقع است . و دينور در خاور ، نزديك پايان اين بخش است . و در قطعهء كوچك ديگر قسمتى از بلاد ارمنستان است كه مركز آن مراغه مىباشد و بخشى از كوه عراق را كه روبروى آن است كوه برمه [ 2 ] مينامند و اين كوه مساكن اكراد است و زاب كبير و صغير كه بر دجله ميباشند در پشت اين كوه واقع است . و در آخر اين قطعه از جهت خاور بلاد آذربايجان است كه از شهرهاى آن تبريز و بيلقان [ 3 ] مىباشد و در زاويهء شمال خاورى اين بخش قطعه‌اى از درياى نيطش [ 4 ] است كه همان درياى خزر باشد و در قسمت جنوب و باختر بخش هفتم اين اقليم قسمت عمدهء ايالات بهلوس واقع است كه از جملهء شهرهاى آن همدان و قزوين در آن ناحيه مىباشد و بقيهء بلاد بهلوس و از آن جمله شهر اصفهان در اقليم سوم است و بر آن از جنوب كوهى احاطه يافته كه از مغرب آن خارج مىشود و باقليم سوم امتداد مىيابد آنگاه كوه مزبور از بخش ششم انحراف پيدا مىكند و به اقليم چهارم ميرسد و بقسمت شرقى كوه عراق ميپيوندد چنان كه آن را ياد كرديم . و قطعهء خاورى بهلوس را احاطه كرده است و اين كوهى كه بر اصفهان محيط است از اقليم سوم به جهت شمال فرود ميآيد و تا اين بخش هفتم امتداد مىيابد و در نتيجه از سوى خاور بلاد بهلوس را احاطه مىكند و در اينجا به ترتيب شهرهاى كاشان و قم در دامنهء آن واقع است و در نيمه راه امتداد خويش اندكى بباختر انحراف مىيابد سپس دايره‌وار بر ميگردد و به سمت شمال خاورى ميرود تا در اقليم پنجم نمودار مىشود
هامش
[ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت « هلوس » و در نسخ خطى « بلهوس » است . و بر حسب چاپ پاريس بلهوس ، فهلوس يا فهله بمعنى پارتى قديم است كه آن را پهلو نيز ميخوانند ( حاشيهء دسلان ) . [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر « باريا » است . [ 3 - ) ] ( بفتح ب - ل ) شهريست نزديك دربند ( منتهى الارب ) . [ 4 - ) ] در فهرست نخبة الدهر بحر « نيطس » مترادف با درياى طرابزنده يا اسود يا بحر الروس آمده است و ياقوت نيز درياى سياه را « بنطس » ميخواند و ابو ريحان گويد : و بميان معموره به زمين سقلاب و روس دريايى است نام او بنطس و مردمان ما او را طرابزنده خوانند ( ص 168 ، التفهيم ) ولى دسلان بنقل از دساسى ،LdeSacy، و رينو ،Reinaud، مينويسد : معمولا كلمهء خزر بر درياىCaspienneاطلاق مىشود ولى جغرافى دانان قديم گاهى هم اين نام را بر درياى سياه اطلاق كرده‌اند .