لغت نه تنها لغات هر ناحيهء يك كشور و هر عصرى را مورد تفحص دقيق قرار ميدهند تا معانى مصطلح آنها را در آن ناحيه و در آن عصر بيابند بلكه چون لغات و كلماتى را كه يك نويسنده يا شاعر در عصر خاصى به كار ميبرد ممكنست از لحاظ مفهوم و تعبير با لغات معاصران او در همان عصر متفاوت يافت ، لازم ميشمرند فرهنگهاى خاصى براى آثار هر شاعر و نويسندهاى تدوين شود تا مردم به زبان و تعبيرات خاص هر يك آشنا گردند ، چنان كه مثلا ابن خلدون كلمهء « عمران » را كه مفاهيم تعمير و عمارت و معمور و خلاصه آبادانى را مىرساند بمعنى اجتماع بمعنى اعم به كار برده ، يا از كلمهء « عصبيت » مفهوم وسيعى اراده كرده كه در حقيقت با تشكيلات حزبى دوران معاصر تطبيق مىشود ، و البته اين مفهوم را نخست از نفوذ ايلى رؤساى قبايل باديهنشين آغاز مىكند و آنگاه آن را در هر نفوذى كه فرد در اجتماع كسب مىكند خواه نژادى باشد يا دينى يا سياسى تعميم ميدهد و معتقد است كه هيچ دعوت دينى يا سياسى و هيچ جنبش و تحولى در اجتماع بدون چنين عصبيتى حاصل نميشود . همچنين وى كلمهء « ابنية » را بمعنى خيمهها و « مصانع » را بجاى ابنيه و ساختمانها و « عوارض ذاتى » را بمفهوم قوانين و خواص يك دانش به كار ميبرد و در نسبت به كلمهء خلافت « خلافية » استعمال مىكند و « كلمات حدثانية » را كه ابن جبير هم به كار برده بمعنى اخبار غيبى به كار ميبرد . با همهء اينها عامل ديگرى هم ممكنست در اختلاف نسخ آثار نويسنده يا شاعرى مؤثر باشد كه به هيچ يك از عوامل ياد كرده مربوط نباشد ، بلكه بتحول فكرى و تغيير نظر خود مؤلف وابستگى داشته باشد و آن اينست كه ما مشاهده ميكنيم در عصر حاضر كه صنعت چاپ متداولست و آثار نويسندگان و دانشمندان بچاپ ميرسد پس از چندى نظر مؤلف در همان موضوعى كه قبلا آن را چاپ كرده است تغيير مىكند و انديشهها و نظريههاى تازهتر و بهترى براى او حاصل مىشود ، ازينرو در چاپهاى بعدى همان كتاب تجديد نظر مىكند .
در روزگار گذشته كه آثار مؤلفان خطى بوده است نيز همين خصوصيت وجود داشته و مثلا مؤلف در نسخ بعدى تأليف خود حتما تغييراتى ميداده و آنها را بشاگردان خود يا خطاطان القاء ميكرده است و بالنتيجه اين همه اختلافات در نسخ خطى مشاهده مىشود ، چنان كه در ضمن ترجمهء احوال مؤلف خواهيم ديد كه وى هنگامى كه در مصر ميزيسته در فصول مقدمه تغييراتى داده است و بنابرين نميتوان بطور قطع اختلافات نسخ خطى قديم را كه بعدها از روى آنها خواهى نخواهى چاپهاى مختلف هم بوجود آمده است تنها متوجه كاتبان و خطاطان يا مطابع و مصححان دانست ، بويژه كه مصححان باسلوب علمى تصحيح آشنائى نداشته باشند .
ابن خلدون و مليت عرب
موضوع مهمى كه در مقدمه جلب توجه مىكند اينست كه ابن خلدون در فصول چندى قوم عرب را از نظر مقايسه با اقوام و طوايف ديگر عقب مانده و بىاستعداد و خلاصه