تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 24

مساهمون:

صمقدمه ٢٤
دور از تمدن خوانده است و به همين سبب درين عصر كه مسئلهء مليت در ميان همهء اقوام بشر جنبش‌هاى بزرگى پديد آورده است برخى از ملتهاى عرب مؤلف را مورد نكوهش قرار داده‌اند . اينست كه ابو خلدون ساطع الحصرى نويسندهء معاصر مصرى در كتاب « دراسات عن مقدمة ابن خلدون » معتقد است كه منظور مؤلف تنها عرب باديه‌نشين بوده نه قوم عرب بطور كلى [ 1 ] و دربارهء اين موضوع از لحاظ لغوى و تفاوت ميان عرب و عربى و اعراب و اعرابى به بحث مفصلى پرداخته است و مينويسد « نتايج سوئى كه از تعبير غلط كلمهء عرب ببار آمده در كشور عراق ببارزترين وضعى نمودار گرديده است ، زيرا وزير معارف آن كشور در يك سخنرانى كه در حضور معلمان آن كشور ايراد كرده كوركورانه بر ابن خلدون تاخته است به گمان اينكه وى دشمن عرب بوده و اظهار كرده است كه بايد كتب او را سوخت و قبر او را بنام مليت ( ؟ ) نبش كرد » . اما با همهء دلايلى كه مؤلف مزبور آورده چنان كه در همين ترجمه خوانندگان ملاحظه خواهند كرد كاملا نميتوان اين منظور را تأييد كرد . بخصوص كه امويان و عباسيان با وجود صراحت آيهء كريمهء إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ 49 : 13 مسئلهء برترى نژادى عرب را پيش آوردند و ملل غير عرب را تحقير ميكردند . ازينرو نهضت بزرگ شعوبيه آغاز گرديد و اقوام غير عرب چون ايرانيان و روميان و جز آنان كينهء عرب را در دل گرفتند و با اعتقاد باصول مقدس اسلام هر ملتى در صدد استقلال كشور خويش بر آمد و بالنتيجه خلافت بزرگ عباسيان واژگون گرديد . بنابرين ابن خلدون هم كه از مردم اندلس بود و چنان كه در شرح حال او خواهيم ديد حتى در نسب حضرمى وى هم ترديد حاصل شده با آن همه نبوغ و انديشهء روشن حتما تحت تأثير نهضت بزرگ شعوبى واقع شده است . در عين حال كه باصول و مبانى اسلام اعتقاد كامل داشته و حتى غاليان ( غلات ) و شيعيان را هم بدعت گذار ميخوانده است ، و از سوى ديگر مؤلف مخصوصا در موارد بسيارى ايرانيان را بعظمت نام برده است . بارى عقايد خصوصى مؤلف خواه از نظر مخالفت وى با اعراب ، چه قوم عرب بطور كلى يا عرب باديه‌نشين بقول نويسندهء مزبور ، و خواه از لحاظ تعصب وى در مذهب تسنن از اهميت نظريات علمى وى نميكاهد و اميدوارم خوانندگان با صرف نظر از معتقدات شخصى مؤلف به افكار و ابتكارات اجتماعى و تاريخى او كه مبتنى بر اصول علمى است در نگرند . در خاتمه يادآور ميشوم كه با همهء دقت و مواظبتى كه براى ترجمهء صحيح اين كتاب نفيس به كار رفت و مدت دو سال شب و روز درين هدف بزرگ رنج بردم و كوششها كردم باز هم نميتوانم بطور قطع ادعا كنم كه سهوى نرفته و مرتكب خطائى نشده‌ام و البته براى ترجمه‌اى كاملا مطمئن سالها وقت لازمست . ازينرو نگارنده هم عين نظر
هامش
[ 1 - ) ] دراسات عن مقدمة ابن خلدون ، صفحات 167 - 151 .