تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
به آن ميرسد و اين قسمت را باب المندب مينامند و كشتيهاى يمن تا ساحل سويس ( سوئز ) نزديك مصر ازين جايگاه ميگذرند و در قسمت پايين باب المندب جزيرهء سواكن [ 1 ] و دهلك [ 2 ] است و در مقابل آن از جانب باختر چادرگاههاى بجه متعلق به اقوام سياه پوست ( سودان ) واقع است چنان كه ياد كرديم ، و در سواحل خاورى درياى مزبور در اين بخش ، تهائم [ 3 ] يمن مىباشد كه از آن جمله شهر على بن يعقوب [ 4 ] است . و در جهت جنوب شهر زالع و بر ساحل غربى اين دريا دهكده‌هاى بربر يكى پس از ديگرى مشاهده مىشود كه همچنان در امتداد قسمت جنوبى دريا خميدگى پيدا مىكند و تا آخر بخش ششم اين اقليم امتداد مىيابد . مجاور جهت شرقى همين ناحيه كشور زنگبار است [ و پس از آن شهر مقدشو است كه بسيار آبادان و داراى بازرگانان كثيرى است و بر ساحل درياى هندى است ] [ 5 ] و سپس بلاد سفاله بر ساحل جنوبى درياى هند در بخش هفتم اين اقليم واقع است و در جهت شرقى بلاد سفاله بر كرانهء جنوبى آن بلاد واق واق است ، كه در مدخل انشعاب اين دريا از درياى محيط به آخر بخش دهم اين اقليم پيوسته است . و اما جزاير اين دريا بسيار است ، چون سرنديب ( سيلان ) كه از بزرگترين آنها بشمار ميرود و به شكل دايره است و در آن كوه معروفيست كه گويند در روى زمين از آن كوهى بلندتر نيست و اين جزيره روبروى سفاله مىباشد . پس از آن جزيرهء قمر ديده مىشود كه مستطيل شكل است و از روبروى سرزمين سفاله آغاز مىشود و بسوى خاور ، با انحراف بسيارى بشمال ، امتداد مييابد تا آنكه بسواحل قسمت
هامش
[ 1 - ) ] سواكن جزيره‌ايست نيكو نزديك مكهء معظمه ( منتهى الارب ) . [ 2 - ) ] دهلك ( بفتح د - ل ) جزيره‌ايست ميان دشت يمن و حبشه . ( منتهى الارب ) . [ 3 - ) ] تهائم سرزمين‌هايى كه نشيب آنها به دريا باشد و تهامة ( بكسر ت - فتح م ) نام مكهء معظمه و بلاد شمالى حجاز است ( اقرب الموارد ) . [ 4 - ) ] شهريست نزديك دريا ميان يمن و حجاز . [ 5 - ) ] از « ينى » .