تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
و توليد جانور و گياه تباه مىشود زيرا تكوين جز بوسيلهء رطوبت حاصل نميشود . آنگاه اگر رأس سرطان از سمت رؤوس بعرض بيست و پنج و بيشتر از آن دور شود خورشيد از مقابله فرود ميآيد و گرما باعتدال ميگرايد يا اندكى از اعتدال خارج ميگردد و در نتيجه تكوين آغاز مىشود و بتدريج فزونى مىيابد تا آنكه بسبب كمى نور و تابش اشعه از زواياى منفرجه ، سرما شدت مىپذيرد و بافراط مىگرايد و در اين هنگام نيز تكوين نقصان مىپذيرد و تباه مىشود . ولى تباهى تكوين بسبب گرما بيشتر است تا به علت سرما ، زيرا تأثير گرما در خشك كردن از تأثير سرما در منجمد ساختن سريعتر است و به همين سبب عمران در اقليم نخستين و دوم اندك و در سوم و چهارم و پنجم متوسط است از اين رو كه گرما در نتيجهء نقصان نور باعتدال ميگرايد و در اقليم ششم و هفتم عمران بسبب نقصان گرما بسيار است و همانا كيفيت سرما در آغاز آن در تباهى تكوين تأثير نمىبخشد چنان كه گرما درين باره كارگر مىشود زيرا خشكى در سرما پديد نميآيد مگر هنگام افراط و شدت آن و در اين هنگام است كه خشكى پديد مىآيد ، چنان كه پس از اقليم هفتم وضع چنين است ، و از اين رو عمران در ربع شمالى فزونتر مىباشد . و خدا داناتر است . و از اينجاست كه حكيمان خط استوا و ماوراى آن را نامسكون گرفته‌اند و حال آنكه بر آنان ايراد شده است كه آن ناحيه ، به حكم مشاهده و اخبار متواتر ، معمور است ، پس چگونه حكما اين ادعا را ثابت ميكنند ؟ و ظاهر امر اينست كه مقصود آنان اين نيست كه عمران در آن جايگاه بطور كلى ممتنع است ، بلكه استدلال آنان بدين منتهى شده كه تباهى تكوين بسبب افراط گرما در آن ناحيه شديد است و عمران در آن يا ممتنع و يا ممكن است ولى بسيار كمتر از نواحى ديگر . و حقيقت همچنين است زيرا در خط استوا و نواحى ماوراى آن هر چند ، چنان كه نقل شده ، عمران هست ولى بسيار اندكست . و ابن رشد گمان كرده است كه خط استوا معتدل مىباشد و ماوراى خط استوا در جنوب همچون ماوراى آن در شمال است و همان آبادانى كه در شمال هست در جنوب هم امكان‌پذير است . گفتار وى از لحاظ تباهى تكوين ممتنع نيست بلكه
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 92 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى