تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
وجود دارد . و قسمت معمور آن قطعه‌ايست كه بجانب شمالى مايلتر است و به شكل مسطحى كروى مىباشد و از جهت جنوب به خط استوا و از جهت شمال بخطى كروى منتهى مىشود . و در پشت آن خط ، كوههايى است كه ميان عنصر آب و آن قسمت فاصله است و در ميان آن دو ، سد يأجوج و مأجوج [ 1 ] واقع است و اين كوهها بسوى مشرق متمايل است و از مشرق و مغرب نيز بوسيلهء دو قطعه از دايرهء محيط بعنصر آب منتهى مىشود . و گويند قسمت از آب بر آمدهء زمين باندازهء نصف ، يا كمتر ، از تمام كرهء زمين است و ازين قسمت ربع آن معمور است و اين ربع مسكون بهفت قسمت تقسيم مىشود كه آنها را اقاليم [ 2 ] هفتگانه مينامند و خط استوا كه سير آن از مشرق به مغرب است كره را به دو نيم بخش مىكند و آن خط طول زمين و بزرگترين خط در سطح كرهء آنست چنان كه منطقهء فلك البروج [ 3 ] و دايرهء معدل النهار [ 4 ] بزرگترين خط در فلك است و منطقة البروج به سيصد و شصت درجه تقسيم مىشود و هر درجه ، از مسافت زمين ، بيست و پنج فرسخ است و هر فرسخ دوازده هزار ذراع در سه ميل است زيرا ميل چهار هزار ذراع است و هر ذراع بيست و چهار انگشت و هر انگشت شش حبهء جو است كه آنها را در پهلوى هم رديف كنند چنان كه پشت يكى به شكم ديگرى بچسبد . دايرهء معدل النهار كه فلك را به دو نيم تقسيم مىكند و با خط استواى كرهء زمين مقابل است با هر يك از دو قطب نود درجه فاصله دارد ولى آبادانى در جهت شمالى خط استوا شصت و چهار درجه است و بقيهء آن بسبب شدت سرما و يخبندان نامسكون و تهى از آبادانى است چنان كه به علت شدت گرما كليهء جهت جنوب نيز نامسكونست ، و ما در آينده همهء اينها را بيان خواهيم كرد . انشاء الله تعالى . آنگاه بايد دانست كه آنان كه از اين قسمت معمور خبر داده‌اند و دربارهء حدود و نواحى و شهرها و كوهها و رودها و دشتها و ريگزارهاى آن گفتگو
هامش
[ 1 - ) ] ساكنان شمال كرهء زمين از اولاد يافث ( فهرست نخبة الدهر ) . دربارهء سد يأجوج و مأجوج رجوع به ص 48 ج 6 معجم البلدان ياقوت شود . [ 2 - ) ] جمع اقليم معرب از كلمهء يونانى (LKlima) كه در فارسى آن را كشور ميخوانده‌اند ، رجوع به معجم البلدان ج 1 شود . [ 3 ، 4 - ) ] رجوع به ص 72 التفهيم ابو ريحان شود .