تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

مقدمهء دوم دربارهء قسمت آباد و مسكون زمين و اشاره ببرخى از آنچه در آن هست چون : درياها [ 1 ] و رودها و اقليم‌ها

در كتب حكيمانى كه در احوال جهان مينگرند آمده است كه : شكل زمين كروى است و عنصر آب آن را فرا گرفته چنان كه گويى زمين چون دانهء انگورى بر روى آب است ، آنگاه آب از برخى از جوانب آن زايل شده از آن سبب كه خدا اراده كرد جانوران را در روى زمين بيافريند و زمين را بوسيلهء نوع بشر كه بر ديگر جانوران سمت خلافت دارد آبادان كند و ممكن است توهم شود كه آب در زير زمين است ولى چنين نيست بلكه زير واقعى و طبيعى زمين وسط كرهء آنست كه مركز آن باشد و بسبب ثقلى كه در اشياء هست همه چيز بدان مركز رانده مىشود و ديگر نقاط جوانب زمين شمرده مىشوند و اما آبى كه زمين را فرا گرفته بر فراز آنست و اگر گفته شود قسمتى از آن در زير زمين است ، باعتبار و نسبت جهت ديگر آن خواهد بود . و اما قسمتى از زمين كه آب از آن زايل شده نيمى از سطح كرهء آنست به شكل دايره‌اى كه عنصر آب از همه جهات بر آن احاطه يافته است و اين آبها را كه دريايى عظيم است درياى محيط مينامند و آن را لبلاية [ 2 ] ، بتفخيم لام دوم ، و اقيانوس هم ميخوانند و اين دو نام عجمى است و هم بدان درياى سبز و سياه هم گفته مىشود . سپس بايد دانست كه در اين قسمت خشكى و از آب بر آمدهء زمين كه براى عمرانست ، بيابانهاى باير تهى از سكنه بيش از قسمت مسكون و آباد آنست . و باز نواحى نامسكون در جهت جنوب كرهء زمين بيش از جهت شمال آن
هامش
[ 1 - ) ] در تمام چاپها : اشجار ( درختان ) است ولى در « ينى » بحار آمده كه صحيح هم همين است . [ 2 - ) ] بعقيدهء دسلان اين كلمه ممكن است تحريفى از لتلانت (AtlantiqueL) باشد كه نخست به لتلانة و آنگاه به لبلاية تحريف شده است چنان كه بكرى در ضمن وصف افريقاى شمالى در تأليف خود بجاى كلمهء اطلس (LAtlas) « اذلنت » به كار برده است و بنابر اين جغرافى نويسان اسلامى كلمهء اطلس را ميدانسته‌اند .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 81 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى