مىشود در نتيجه چنين شخصى هواى سردى را كه تعديل كنندهء مزاج ريه و روح قلبى [ 1 ] است از دست ميدهد و در دم هلاك مىشود و همين امر سبب هلاك بسيارى از كسان در گرمابهها ميگردد ( مقصود گرمابههاى قديم است ) هنگامى كه در و منفذ را به روى آنها ببندند و در هواى گرم حمام بمانند و از هواى سرد محروم گردند ، و هم مقنيان و كسانى كه در چاهها و حفرههاى عميق كار ميكنند هر گاه هواى اماكن مزبور بسبب عفونت گرم شود و باد براى تصفيهء هوا داخل آنها نشود ، فرو روندهء در آنها بيدرنگ هلاك ميگردد . و به همين سبب وقتى ماهى را از دريا بيرون افكنند ميميرد ، زيرا طبيعت وجود او بسيار گرم است و هواى خارج براى تعديل ريهء او كافى نيست و نسبت به آب سردى كه ريهء او را تعديل مىكند بسيار گرم است . از اين رو هواى گرم خارج از آب بر روح حيوانى [ 2 ] او مستولى مىشود و يكباره ميميرد . و آنان كه بسبب غشى يا سكته و نظاير اينها ميميرند نيز به همين سبب است . و از اخبار محالى كه هم مسعودى نقل كرده مجسمهء سارى است كه در رومة [ 3 ] بوده است و سارها در روز معينى از سال در پيرامون آن گرد ميآمدهاند و حامل زيتون بودهاند و مردم از آن زيتونها روغن مصرفى خود را تهيه مىكردهاند .
و خواننده ميتواند بينديشد كه گرفتن روغن زيتون بدينسان تا چه حد از مجراى طبيعى دور است ! ديگر موضوعى است كه بكرى دربارهء ساختمان شهر موسوم به ذات الابواب نقل كرده ، شهرى كه محيط آن بيش از سى بارانداز ( مرحله ) و مشتمل بر ده هزار دروازه بوده است .
و چنان كه در آينده ياد خواهيم كرد به شهر شهرها را براى متحصن شدن و پناهگاه خويش برگزيده است ، و اين شهر از وضعى كه بتوان آن را نگهبانى كرد خارج شده است زيرا براى حفاظت شايستگى نداشته است . و از آن جمله اخباريست كه هم مسعودى در خصوص شهر مسين نقل كرده و گفته است : در صحراى سجلماسه
هامش
[ 1 - ) ] روح در اصطلاح اطبا بخار لطيفى است كه در قلب توليد شود ( كشاف ) . و بدين سبب آن را روح قلبى ناميدهاند .
[ 2 - ) ] روح حيوانى جسمى لطيف است و حامل قوهء حس و حركت مىباشد و محل آن قلب است ( كشاف ) .
[ 3 - ) ] « رومة المكرمة »Rome، از مشهورترين و قديمترين شهرهاى جهانست و آن مقام خلافت پطرسيه بوده است ( اقرب الموارد ) .