تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
دخترى كه در خانهء پدر در غايت عفاف و پاكدامنى پرورش يافته است ؟ امثال و نظاير اين حكايات بسيار و در كتب مورخان معروف است ، و آنچه محرك سازندگان و گويندگان اين گونه افسانه‌ها مىشود فرو رفتن آنان در لذايذ حرام و هوسبازيهاى نامشروع و پرده درى زنان است تا براى پيروى از هوى و هوسها و فرمانبردارى از شهوات خويش بهانه‌اى بجويند و بگويند ما ببزرگان قوم تأسى جسته‌ايم و از آنان تقليد ميكنيم . و به همين سبب اغلب مىبينيم اشباه و نظاير اين گونه اخبار را بر زبان ميآورند و هنگام مطالعه و تتبع كتابها و دفترها در جستجوى اين گونه حكايات و اخبار ميباشند . و اگر مردمى دانا مىبودند شايسته‌تر اين بود كه در جز اين احوال ، به آن بزرگان تأسى ميجستند و كمالات و فضايل عالى و صفات مشهورى را كه سزاوار اتصاف بدانها هستند پيروى ميكردند . من روزى يكى از اميران را كه از خاندان شاهان بود سرزنش كردم كه شايسته نيست آن همه شيفتهء آموختن آوازه‌خوانى و علاقه‌مند به آلات طرب باشد و به او گفتم اين رفتار در خور مقام و پايهء تو نيست . پاسخ داد مگر نشنيده‌اى كه ابراهيم بن مهدى چگونه از پيشوايان اين هنر بشمار ميرفت و رئيس نوازندگان عصر خود بود ؟ گفتم سبحان الله ! دريغا ! چرا به پدر يا برادر او تأسى نميجويى ؟ و آيا نديدى چگونه اين امر ابراهيم را از مناصب و درجات خانوادگى او محروم كرد ؟ وى گوش بسخن من نداد و سرزنش مرا نشنيد و از من دورى جست ، و خداى هر كه را بخواهد راهنمايى مىكند [ 1 ] . ديگر از اخبار بىاساس كه بيشتر مورخان و ثقات آنها را ياد كرده‌اند اين است كه مىگويند عبيديان ، خلفاى شيعه در قيروان و قاهره ، از خاندان نبوت نيستند و نسبت آنان را به امام اسماعيل فرزند ( امام ) جعفر صادق انكار ميكنند و در نسب او طعن مىزنند . و آنها درين روش باخبارى اعتماد ميكنند كه به منظور تقرب جستن ببرخى
هامش
[ 1 - ) ] وَ الله يَهْدِي من يَشاءُ 2 : 213 . آ : 274 ، س : بقرة .