تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
هامش
- بقيه از صفحهء قبل أو را الزام نمودند كه على الرّسم چندين جاى زمين را بايد ببوسد أو مطلقا از اين عمل امتناع نمود وگفت سجود جز براي خداى تعالى براي هيچ مخلوقى روا نيست وهرچه ايشان بر اصرار افزودند أو بر انكار افزود تا بالأخره دست ازو برداشتند وچون در مقابل خليفه رسيد خليفه بپاى خاست وأو را بنشاند وساعتي با أو بمفاوضه مشغول گشت واز وى طلب دعا نمود وسپس أو را اجازهء مراجعت داد وقبل از وقت براي أو خلعت وصله حاضر كرده بودند أو بكلّى از قبول آن سرباز زد وبلافاصله از ترس فتنهء دنيا وآفات آن از بغداد بيرون رفت ، ونيز گويد وقتي سلطان محمّد [ بن محمود بن ملكشاه سلجوقى ] بقصد ملاقاة أو بمنزل وى رفت شيخ سلطان را موعظت نمود وپند داد وسلطان روبروى أو نشسته با تمام حواسّ بسخنان أو گوش ميداد وچون خواست مراجعت كند شيخ باو دستور داد كه متابعت سنّت را اوّل پاى راست را پيش نهد ودر عرض راه هميشه از طرف راست شارع حركت نمايد ، - ونيز گويند وقتيكه سلطان محمد مزبور با خليفه مقنفى بناى مخالفت گذارد وبطرف بغداد حركت نمود وآن شهر را در حصار گرفت شيخ أبو العلاء در آن أوقات در همدان صحيح بخارى را بر عبد الأوّل [ أبو الوقت سجزى سابق الذكر ص 325 ] قراءت مىنمود وعموم اهالى شهر از امرا وفقها وعلما وصوفيّه وعوام نيز همه روزه براي سماع كتاب مزبور حاضر ميشدند وقتيكه اخبار محاصرهء بغداد منتشر شد شيخ بر منبر رفت ودر حالتي كه بر بالاى منبر برپاى ايستاده بود على رؤس الاشهاد صريحا فتوى داد كه سلطان وجميع سپاهيان واتباع وأشياع أو از زمرهء خروج كنندگان بر خليفهء وقت واز جملهء مارقين از دين‌اند وسپس گفت اگر يكى از افراد لشكر أمير المؤمنين تيرى بيكى از اتباع سلطان بيفكند وكسى از غير آن‌دو گروه متخاصمين بيايد وآن تير را از جراحت أو بيرون كشد آن شخص نيز از زمرهء خارجين بر امام وقت واز أهل بغى محسوب ميشود وچندين مرتبه اين سخن را تكرار نمود ، - ولادت صاحب ترجمه در روز شنبه چهاردهم ذي الحجّه سنهء چهارصد وهشتاد وهشت بوده بهمدان ، ووفات وى در شب پنجشنبه نوزدهم جمادى الأولى سنهء پانصد وشصت ونه بوده نيز در همان شهر همدان بتصريح صاحب تاريخ گزيده در سنّ هشتاد ويك سالگى وبمحلّهء درب شير مدفون شد ، وصاحب شذرات الذهب وفات أو را در بغداد نگاشته وآن سهو واضح است از أو ، - خاقانى در منظومهء تحفة العراقين خود كه عبارت است از سفرنامهء حجّ أو در حدود سنهء پانصد وپنجاه وپنج ووصف منازل عرض راه ومدايح أكابر وعلما ومشاهير بلادي كه از آن عبور نموده بوده ابيات ذيل را در فصل راجع بهمدان در مدح حافظ أبو العلاء عطّار صاحب ترجمه سروده است :پيرايهء شرع امام حافظ * تلقين ده اصمعىّ وجاحظ دين را ز درش بلند ناميست * از حافظ بوالعلا تماميست در مدرسش از پى بيانى * بو عمرو كمينه عشر خوانىبقيه در صفحهء بعد