ثمّ قتل بزابه بأصبهان فأرسلت الخاتون زاهدة جماعة حتّى جمعوا عظامه فأتوا بها شيراز فدفنتها وبنت عليها قبّة رفيعة ومدرسة وسيعة أنفقت فيها الذّخائر ووقفت عليها ما كان لها من ارض وعقار وجعلت توليتها لأمام حنفىّ ثمّ عرض لها فكر في قضيّته « 1 » فعزلتهم « 2 » وجعلتها للشّافعيّة ، وكانت موفّقة للخيرات وزيارتها ممّا يتبرّك بها رحمة اللّه عليهم « 3 » .
هامش
- بقيه از صفحهء قبل
دوّميها بوده ، وثانيا مؤلّف گويد كه « سلطان الب أرسلان بعد از آنكه فارس را از سلجوقيّه [ صح : از ديالمه ] انتزاع نمود حكومت آنجا را باتابك بزابه داد » ، وحال آنكه فتح فارس بدست الب أرسلان وانتزاع آن از ديالمه در سنهء 459 روى داده وابتداى حكومت اتابك بوزابه بر فارس از جانب سلطان مسعود بن محمّد بن ملكشاه بن الب أرسلان ( نه از جانب الب أرسلان ) در سنهء 532 بوده يعنى هفتاد وسه سال بعد از فتح فارس بدست الب أرسلان ، واتابك بوزابه در آن تاريخ يعنى در موقع فتح فارس بدست سلطان الب أرسلان شايد هنوز متولّد هم نشده بوده است ! وثالثا مؤلّف گويد كه اتابك بوزابه از آنگاه كه الب أرسلان فارس را از سلجوقيّه [ - از ديالمه ] انتزاع نمود وحكومت آنجا را باو سپرد تا وقت خروج سلغريان در سنهء 543 وى همچنان در حكومت فارس باقي بود ، وحال آنكه فتح فارس بدست الب أرسلان چنانكه گفتيم در سنهء 459 بوده وخروج سلغريان چنانكه مؤلّف وديگران همه گفتهاند در سنهء 543 ، وما بين اين دو تاريخ هشتاد وچهار سال فاصله است در صورتيكه حكومت بوزابه بر فارس باجماع مورّخين فقط ده سال بوده است لا غير وابتداء آن از سنهء 532 بوده است از جانب سلطان مسعود بن محمّد بن ملكشاه بن الب أرسلان وانتهاء آن در سنهء 542 كه در اين سال اتابك بوزابه در جنگى كه ما بين أو وسلطان مسعود مذكور روى داد بدست همان سلطان در موضعي ما بين أصفهان وهمدان موسوم بمرج قراتكين كشته شد ، -
( 1 ) - ق : قضيّة ،
( 2 ) - كذا في ب ق ، م : فعزلته ،
( 3 ) - رجوع شود نيز براي ترجمهء زاهده خاتون بشيرازنامه ص 45 - 46 ، وفارسنامهء ناصري 2 : 155 ، - در ترجمهء فارسي كتاب حاضر بتوسط پسر مؤلّف عيسى بن جنيد در اينجا بعد از ترجمهء زاهده خاتون ترجمهء ذيل را علاوة دارد واين علاوة گويا از خود مؤلّف كتاب حاضر بوده كه بعدها در بعضي نسخ متأخرّه الحاق كرده بوده نه از مترجم چه أو هميشه چيزهائى را كه از خود علاوة كرده اين عبارت را قبل از آن افزوده : « مترجم گويد » واينجا چنين عبارتى ندارد ، بارى ترجمهء مزبور اينست از روى نسخهء خطى مرحوم شعاع الملك شيرازي ( متن چاپى در اينجا مغلوط است ) : « ودر همسايه أو [ يعنى در همسايگى قبر زاهده خاتون ] خاتون كردوچين از محبّان فقراء ومخلصهء صاحب خير بود وتربيت علما وفضلا بجا ميآورد وآثار خيرات أو تا امروز باقي است كه بسيار مردم از فيض عامّ أو بهره ميبرند وخاصّ وعامّ بخشش ازو مىيابند از طلبه وحفّاظ وغير ايشان از عبّاد وزهّاد مبادم [ ظ : مياومه ] صنوف خيرات أو ميشتابند [ ظ : مىستانند ] ومدفن أو در همسايهء بىبى زاهده خاتون است » انتهى ، -
بقيه در صفحهء بعد