غريبة « 1 » سارت ذكرها « 2 » في الآفاق ومرقده بزاوية الشيخ عزّ الدّين « 3 » لمصافاة « 4 » كانت بينهما رحمة اللّه عليهم .
205 - الست زاهدة خاتون « 5 »
كانت صالحة متعبّدة مخلصة في النّيّة ( ورق 125 ب ) تزوّجها « 6 » الأتابك بزابه ولمّا غلب السّلطان الب أرسلان على « 7 » فارس * وانتزعها من السّلجوقيّة ولّاها الأتابك بزابه وكان عليها حتّى غلبت السّلغريّة في سنة ثلاث وأربعين وخمسمائة « 8 »
هامش
( 1 ) - م : عربية ،
( 2 ) - م : سار ذكره ،
( 3 ) - يعنى صاحب ترجمهء مذكور بلافاصله قبل بظنّ غالب ،
( 4 ) - م : لمصادقة ،
( 5 ) - در نسخهء م در حاشية در مقابل اين عنوان بخطّى الحاقى غير خطّ كاتب أصل نسخه نوشتهاند : « بقعه ومزار خاتون مشهور بخاتون قيامت » ،
( 6 ) - تصحيح قياسي ، - ب ق : تزوّجه ( كذا ) ، م بتصحيح الحاقى : تزوّجت ( بالأتابك ) ،
( 7 ) - ب ق « على » را ندارند ،
( 8 ) - جملهء از ستاره تا اينجا در هرسه نسخه بعينه بهمين نحو است بىهيچ اختلافى وتفاوتى ، ودر ترجمهء فارسي اين كتاب نيز فقرهء معادلهء اين جملهء عينا ترجمهء تحت الفظى همين عبارت است بدون هيچ كم وزيادى ، بنابرين پس معلوم ميشود كه هيچ تحريف وتصرّفى از نسّاخ در اين جمله روى نداده است وهرچه در متن مسطور است از قلم خود مؤلف جارى شده بوده است ، ومعذلك در همين جملهء كوتاه دو سطرى سه غلط تاريخي بسيار بزرگ فاحش واضح روى داده است كه شخص از ملاحظهء آنها غرق درياى حيرت وتعجّب ميگردد كه چگونه ممكن است شخص فاضل أديب عالمي كه تأليفى باين نفيسى از تراجم مشاهير رجال شهر خود بيادگار گذارده تا اين درجه از تاريخ وقايع مشهورهء دنيا وسرگذشت طبقات مختلفهء ملوك وسلاطين وروابط صلحى وجنگى ايشان با يكديگر وساير تحوّلات وتبدّلات عظيمهء أوضاع عالم بىاطلاع وباين اندازه تهيدست باشد كه اينگونه أباطيل پريشان مضحك را كه مثل عاميانهء معروف « خسن وخسين هرسه دختران معاوية » در جنب آن بسيار حقير وناچيز است درهم بافته ودر بطون دفاتر مخلّد نمايد ، بارى آن اشتباهات از قرار ذيل است : أولا مؤلف گويد « وقتيكه سلطان الب أرسلان بر فارس غلبه كرد وآن ولايت را از دست سلجوقيان انتزاع نمود الخ » ، وحال آنكه خود سلطان الب أرسلان از اشهر مشاهير سلاطين سلجوقيّه ودوّمين پادشاه بزرگ آن سلسله بود پس چگونه يك پادشاه سلجوقيّه فارس را از دست سلجوقيان انتزاع نموده بوده است ؟ بديهي است كه مؤلّف در ذهن خود ما بين سلجوقيّه وديالمه خلط كرده وميخواسته شايد « ديالمه » بگويد « سلجوقيّه » گفته ، يا شايد نميدانسته كه سلطان الب أرسلان خود يكى از مشاهير سلجوقيّه بوده است وخيال ميكرده كه سلجوقيّه قبل از ديالمه بودهاند والب أرسلان از
بقيه در صفحه بعد