دخلوا شيراز في زمن ابن خوارزمشاه « 1 » عذّبوه بأنواع العذاب حتّى مات وكان يقول عند موته :
عشقت نه گران خريدم اى دوست بجان
توفّى في ربيع الأوّل سنة احدى وعشرين وستّمائة ودفن قبالة الشيخ أبى الحسن « 2 » رحمة اللّه عليهم ( ورق 73 ) .
95 - الشيخ حسن بن عبد اللّه المعروف بتنككى « 3 »
كان من عرفاء الصّوفيّة تأدّب بالشّيخ نجيب الدّين « 4 » واقرانه وكان له في
هامش
( 1 ) - چنين است در ب ، وهمين صواب است لا غير ، ق : خوارزمشاه ( بدون « ابن » ) ، م : محمّد خوارزمشاه ( بدون « ابن » ) ، - مقصود از « ابن خوارزمشاه » سلطان غياث الدّين بن محمّد خوارزمشاه است كه بتصريح ابن الأثير در أواخر سنهء 620 بغتة بفارس هجوم آورد واتابك سعد بن زنگى چون تاب مقاومت با أو را در خود نديد بقلعهء إصطخر پناهنده شد وغياث الدين در أوايل 621 بشيراز ورود نمود ولشكريان وحشى أو در آن شهر از قتل وأسر وغارت وتخريب بلاد وتعذيب عباد هيچ فروگذار نكردند واز جملهء مقتولين در زير شكنجهء ايشان بتصريح مؤلف كتاب حاضر همين شيخ أبو إسحاق إبراهيم بن داود صاحب ترجمه بوده است كه در ربيع الأول 621 بهلاكت رسيد ، وپس از مدتي در جريان همين سال 621 غياث الدين از فارس بطرف خوزستان ورى حركت كرد وطولى نكشيد كه سلطان جلال الدّين منكبرنى برادر سلطان غياث الدين كه بتازگى از هندوستان بإيران مراجعت كرده بود در عبور از فارس در شهور همين سال 621 بلادي را كه سلطان غياث الدّين از اتابك سعد گرفته بود باو مستردّ ساخت وبا أو مصالحه نموده از فارس بطرف أصفهان حركت نمود ( رجوع شود بابن الأثير در حوادث سنهء 621 و 622 وتاريخ جهانگشاى جوينى ج 2 : 150 و 202 ، - جوينى تاريخ حملهء غياث الدين را بفارس در سنهء 619 نگاشته ولى صواب بدون شبهه قول ابن الأثير است كه اين واقعه را چنانكه گفتيم در سنهء 620 ضبط كرده وسياق عبارت نسوى در « سيرة جلال الدّين منكبرنى » نيز دالّ بر همين است ) .
( 2 ) - م : أبى الحسين ( غلط ) ، - رجوع شود بحاشيهء 2 از ص گذشته ،
( 3 ) - چنين است اين كلمه صريحا واضحا در هرسه نسخه يعنى بتاء مثنّاة فوقانيه ونون ودو كاف متوالى ودر آخر ياء نسبت ، وچون بتصريح مؤلف صاحب ترجمهء حاضر نانوا بوده است پس تنككى بدون شبهه منسوب است به « تنك » بضمّتين بر وزن خنك ( وبعضي نيز بفتح اوّل بر وزن سبك ضبط كردهاند ) كه بمعنى مطلق هرچيز نازك ورقيق وضعيف است عموما ونان نازك رقيق خصوصا كه بعربي رقاق گويند بضمّ راء مهمله ونيز صلائق جمع صليقه وبفارسى امروزه لواش ولباش گويند ( رجوع شود بسامى في الأسامى در باب صنّاع در فصل نان ولوازم آن ، ومنتهى الأرب در ر ق ق وص ل ق ، وبرهان قاطع وبهار عجم وانجمن آراى ناصري هرسه در لواش ) ، - در ترجمهء كتاب حاضر ص 74 بجاى تنككى « سنككى » ( بسين بجاى تاء حرف اوّل ) چاپ شده وآن بدون شك تصحيف نسّاخ متأخّر است كه چون معنى تنككى را نفهميدهاند آنرا باين كلمه كه عبارت است از خبّاز نوعي ديگر از نان مشهور بسنگك تحريف كردهاند ، وسنگك نانى است معروف كه بر روى سنگ سرخ كرده باخگر پزند ،
( 4 ) - يعنى شيخ نجيب الدين عليّ بن بزغش ( رجوع شود بنمرهء 238 از تراجم ) ،