تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤

ماهانيان

دستهء از مرقيويانند ، كه در پارهء از امور مخالف و در پارهء موافق بوده ، و با مرقيونيان در همه حالات موافقت دارند ، جز در امر نكاح ، و قربانى ، و مسيح را معدلى ميان نور و ظلمت دانند ، و جز اين ، دربارهء آنان چيزى نيافته‌ايم .

جنجيان

مردمانى از پيروان جنجى جوخانى « 1 » مىباشند كه در اول بت‌پرست بود ، و در بتخانه زنجليج « 2 » مىنواخت ، سپس از آن مذهب روگردانيده ، و از خود مذهبى درآورده ، و بر اين بود كه پيش از نور و ظلمت ، چيزى وجود داشته و در ظلمت دو صورت ، نرينه و مادينهء بود و گويد آن نرينه با زوجهء خود در ظلمت مىزيست ، تا آنكه در مادينه نورى پديدار شد . و عالم احياء كمى از آن نور را ربود كه مانند كرمى به حركت درآمد ، و به بالا رفت و نور آن را بوسيده ، و از نور خود مقدارى به آن پوشانيد ، پس از اين ، آن كرم از نور جدا گرديده و مقدارى از نورش را ربود و بجاى خود برگشت ، و از آن مقدار نورى كه از طرف نور بر او پوشانيده شده بود ، آسمان ، و كوهها ، و زمين ، و سائر چيزها را خلق « 3 » كرد ، و عقيده دارند كه آفتاب ملكهء عالم است ، و معتقدات ديگر هم دارند كه ما از شرح آنها استغفار جوئيم ، و از آنان كتابى نيافته‌ايم .

گفتار خسرو آرزومقان

اين شخص نيز از مردم جوخى ، و از دهكده‌ايست كه كنار نهروان قرار دارد ، و بامر و دستور او پيروانش جامه‌هاى زيبائى مىپوشيدند ، و خود را آرايش نموده و تفاخرى در اين كار داشتند . و او عقيده داشت كه نور زنده و جاويد است ، و در خواب بود كه ظلمت چون پوششى بر آن پيچيده و مقدارى از آن را ربوده و بجاى خود برگشت . نور يك الههء بنام - ابن الاحياء - آفريده و به او گفت ، مىروى و آن مقدار نورى را كه ظلمت از من ربوده است پس گرفته و براى من مىآورى .
هامش
( 1 ) جوخا - نام نهر و دهستان بزرگى در اطراف بغداد است ( معجم البلدان ) . ( 2 ) زنجليج معرب زنگليجه - زنك و جرس كوچك است ( فرهنگ نفيسى ) . ( 3 ) ف ( فخلعت ) ش ( فخلقت ) .