نام رؤسا مانويان كه در دورهء عباسيان و پيش از آن بودند
جعد بن درهم ، كه مروان بن محمد را به او نسبت دهند ، و مروان جعدى گويند ، و سمت آموزگارى مروان و فرزندانش را داشته ، و او را بزنديقى درآورده و هشام بن عبد الملك در دوره خلافت خود او را مدتها در زندان نگاه داشته ، و سپس بدست خالد بن عبد اللّه قسرى او را بقتل رسانيد . گويند خانواده جعد عريضهء بهشام داده و در آن از ناتوانى خود و طول مدت حبس جعد شكايت كرده بودند ، هشام گفت مگر او هنوز زنده است ، و بخالد دستور كشتن او را داد . و خالد در روز عيد قربان او را - بجاى قربانى كشت ، و اين مطلب را بامر هشام بر منبر اعلام داشت . زيرا خود او يعنى خالد متهم بزنديقى بود ، براى اينكه مادرش نصرانى و مروان جعد هم از زنديقان بشمار مىرفت . و از متكلمان رؤساء آنان كه تظاهر باسلاميت داشتند و در باطن زنديق بودند ابن طالوت ، و ابو شاكر ، پسر برادر ابو شاكر ، و ابن اعدى حريزى و نعمان ابن ابو العوجاء ، و صالح بن عبد القدوس بودند كه كتابهائى در تأييد دوگانهپرستى و مذاهب اهلش دارند و بسيارى از تأليفات متكلمان را در اين خصوص نقض و رد كردهاند .
و از شاعران : بشار بن برد ، و اسحاق بن خلف ، و ابن سبابه ، و سلم خاسر ، و على بن خليل ، و على بن ثابت ، بودند ، و از كسانى كه در اين اواخر به اين امر شهرتى پيدا كردند :
ابو عيسى وراق ، و ابو العباس ناشئى ، و جيهانى محمد بن احمد است « 1 » .
پادشاهان و رئيسانى كه رمى بزندقه مىشدند
گويند تمام برمكيان ، جز محمد بن برمك ، در شمار زنديقان بودند ، و درباره فضل و برادرش نيز همين را گفتهاند . محمد بن عبيد اللّه كاتب مهدى نيز زنديق بود ، و خود او به آن اعتراف كرد ، و مهدى وى را بقتل رسانيد .
به خط برخى از اهل اين مذهب خواندم كه مأمون نيز از آنها بوده ، ولى دروغ گفته است . و گويند محمد بن عبد الملك زيات را نيز زنديق مىدانستند .
هامش
( 1 ) ش در حاشيه دارد ( عورض ) يعنى مقابله گرديد .