تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢

رؤساء اين مذهب در دولت عباسيان

ابو يحيى رئيس . ابو على سعيد . ابو على رحا . يزدان‌بخت . و اين كسى است كه مأمون وى را از رى احضار كرد ، پس از آنكه زينهارش داد . و متكلمان وى را مجاب نمودند . مأمون بوى گفت ، اى يزدان‌بخت ، اگر آن زينهار در ميان نبود ما را با تو كارهائى بود ، يزدان‌بخت گفت ، اى امير مؤمنان نصيحتت را شنيدم و گفتارت پذيرفته است ، ولى تو از آن كسانى نيستى كه كسى را مجبور به ترك دين بنمائى ، مأمون گفت چنان است كه مىگويى . و هنگامى كه او را احضار داشت ، براى او جايى را مقرر كرده بود كه كسى مجاز در گذشتن از آنجا نبود و نگهبانانى وى را محافظت مىداشتند تا نبادا كشته شود . و يزدان‌بخت مردى فصيح و سخن‌پردازى بود .

رؤساء آنان

در زمان ما رياست بسمرقند منتقل گرديده ، و در همان‌جا منعقد مىگردد ، در صورتى كه جز در بابل در جاى ديگرى قابل انعقاد نبود ، و اكنون رئيسشان در آنجا . . .

ديصانيان

« 1 » رئيس اين گروه را ازاين‌جهت ديصان خوانند كه در كنار نهرى به همين نام متولد گرديد . و او پيش از مانى بود ، و مذهبشان بهم نزديك ، و تنها در اختلاط نور با ظلمت اختلاف دارند ، و ديصانيان هم در اين‌باره دو فرقه شده‌اند ، يك فرقه به اين عقيده‌اند كه نور از روى اختيار با ظلمت آميخت تا آن را اصلاح كند ، و همين‌كه در آن جاى گرفته ، و خواست از آن بيرون آيد ، نتوانسته و برايش دشوار گرديد . فرقه ديگر عقيده دارند ، نور همين‌كه احساس خشونت و بدبوئى ظلمت را نمود ، خواست از آن در آيد ، بىاختيار با آن بكشمكش درآمد ، همچنان‌كه كسى كه در چيز چندين پهلودار و تيزى برود ، هر قدر بخواهد آن را از خود دور سازد بيشتر در آن فرورود ، ابن ديصان عقيده داشت كه
هامش
( 1 ) در نسخه - ش - از ديصانيان تا ( مرقيون كتاب انجيلى دارد ) افتاده است .