را حوسطف « 1 » عظيم ، دومى را - ريمان - و سومى را - وردود زندهء مادينه - و چهارمى را - اسمايحين - مىنامند ، و بر آنند كه اينها پيش از زمين و آسمان ، و هر چيز ديگر در اين عالم بودند ، و سه موجود از آنها حوسطف را دعوت كردند تا رئيس آنها بشود ، و پس از آن در ميانشان اختلافى دست داد كه از آن اختلاف ، شرها و گناهها پديد آمد .
گفتار شيليان
شيلى از مغتسله بود ، ولى با آنان مخالفتهائى داشت ، و جامه نيكو « 2 » مىپوشيد ، و خوراكيهاى خوبى مىخورد ، و تمايل بمذهب يهود داشته و به آن عمل مىنمود .
گفتار خولانيان
اين گروه از پيروان مليح خولانى « 3 » شاگرد بابك پسر بهرامند ، بابك شاگرد شيلى و از موافقان با او بود ، ولى نسبت بيهوديان توقف داشت .
مارييان و دشتيان
رئيسشان مارى اسقف بود « 4 » و اين گروه بمذاهب دوگانهپرستان نزديكند ، و قربانى را حرام نمىدانند ، و دشتى از پيروان مارى بود ، و سپس با او مخالفت كرد .
اهل خيفة السماء
« 5 » رئيسشان - اريدى - بود : و در تيسفون ، و بهرسير « 6 » مقيم ، و بسيار با ثروت
هامش
( 1 )Khvastuvaneft( ر . ك . ايران در زمان ساسانيان چاپ دوم ص 224 ) .
( 2 ) ف ( يلبس الخشن ) ش ( يلبس الحسن ) .
( 3 ) خولان - بضم اول و سكون ثانى از شهرستانهاى يمن است ، و نزديك دمشق نيز دهكدهء به اين نام بوده كه ويران شده و آثارش باقيست ( معجم البلدان ) .
( 4 ) هويت اين شخص بدست نيامده و بعيد است كه مارمارى رئيس مارونيان - يا مارى اسحاق باشد .
( 5 ) اهل خيفة السماء - بدست نيامد .
( 6 ) بهرسير - از نواحى بغداد ، و نزديك بمدائن است ( معجم البلدان ) .