تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
ابن الاحياء كه بظلمت رسيده و به آن برخورد كرد يك سائيدگى در آن حاصل شد و در اثر قوت نورى كه در آن دميد ، دو موجود نرينه و مادينهء از آنها پديد آمد ، و او بسوى نور ، و همان معدن حيات و نفوس برگشته ، و از آن مقدارى نور گرفته و به آن دو نوزاد پوشانيد - و گويد - از همان آبى كه چكيدهء آن سائيدگى بود ، اين آسمانها ، و زمينها و هرچه در آنست ، از ستارگان و درياها و كوهها ، آفريده شد . و او بعيسى طعنه مىزد ، و او را عاجز و ناتوان مىشمرد ، و مذهبش را پنهان مىداشت ، و كتابى ندارد ، و اين سخنان از او و يارانش در خاطره‌هاى مردم مانده است : مائيم آن كسانى كه در اين عالم دستهء مهيا ساختيم ، و مال فراوانى از دنيا ربوديم ، پس از آن عمانى « 1 » شديم ، و برودخانه رفتيم ، سياه بودند كه با خود برديم ، و سفيد بودند كه با خود آورديم ، و آنها را درخشان و تابان برگردانديم . و اين سخنان را با آهنگ موزونى بآواز مىخوانند ، و در اين امر مذهبشان شباهت بمذهب حرنانيان دارد .

رشييان

« 2 » عقيده‌شان اينست كه جز ظلمت چيز ديگرى نبوده ، و در ميان آن آب ، و در ميان آب ، باد ، و در باد ، رحم ، و در رحم ، مشيمه « 3 » ، و در مشيمه ، تخم ، و در تخم ، آبى زنده ، و در آن آب زنده ، ابن الاحياء بزرگ ، بود ، و به بالا رفت ، و اين صحراها و چيزها ، و آسمانها و زمينها ، و خدايان را ، آفريد ، و گويد ، پدر او كه ظلمت بود از اين كار باخبر نشد . و او به پائين برگشت .

مهاجران

اين گروه معتقد به غسل تعميد « 4 » و قربانى و هديه دادن بوده ، و عيدهائى دارند ، و در صومعه‌هاى خود گاو و گوسفند ، و خوك قربانى كنند . و زنان خود را از پيشوايان خود باز ندارند ، و زنا كردن را زشت مىدانند .
هامش
( 1 ) متن عربى دارد ( فعمنا ) كه بايد نون آن با تشديد باشد و ظاهرا از - عمن - يعنى بعمان رفتن باشد ( ر . ك . اقرب الموارد ) . ( 2 ) هويت اين شخص بدست نيامد . ( 3 ) مثيمه ، پوستى كه بچه رحم در آنست ( فرهنگ نفيسى ) . ( 4 ) تعميد - در آئين مسيحيانست كه كودكان يا كسانى كه بدين عيسوى درآيند طبق مراسم مخصوصى غسل دهند ( فرهنگ فارسى آقاى دكتر معين ) .
الفهرست ( فارسى ) — صفحة 605 | أبي الفرج محمد بن إسحاق المعروف بابن النديم / م . رضا تجدد