الهه تاوز خوانند ، و زنان براى او گريه و زارى كنند كه چگونه خدا وى را كشته ، و استخوانهايش را در آسيا آرد نموده ، و بباد داد . و زنان چيزهاى آرد شده در آسيا را نخورند ، و خوراكشان گندم خيسانده ، و نخود و خرما و مويز و امثال آنست ، و در بيست و هفتم ، مردان سر الشمال براى جن . و شياطين ، و الهه ديگر بجاى آرند و كماج بزرگى از آرد گندم ، و بطم « 1 » و مويز ميس « 2 » ، و مغز گردو - همچون چوپانان بسازند ، و نه بره ، براى ماهان رئيس ، و تقربجوئى ، براى نمريا - مىكشند . و رئيس در اين روز از مردان نفرى دو درهم مىگيرد ، و همه به خوردن و نوشيدن درآيند .
آب
در هشت روز از اين ماه به كار تهيهء شراب تازهء براى خدايان مشغول شوند و نامهاى گوناگونى بر آن نهند ، و پسر بچه نوزادى را در اين روز براى الهه . . . « 3 » نگهدار بتها .
قربانى نمايند ، آن پسر بچه را سر ببرند ، و او را باندازهء بجوشانند تا گوشتش خوب پخته شود . سپس آن را با آرد سفيد ، و زعفران . و سنبل ، و قرنفل ، و روغن زيتون ، خمير كنند ، و قرصهائى به اندازه انجير از آن بسازند ، و در تنور تازهسازى بپزند ، و آن را ويژهء نيايشگران سر الشمال دانسته و در هر سال به آنان مىدهند ، و آن قرصها را زنان ، و بردگان ، و كودكان و كنيزان ، و ديوانگان نبايد بخورند . و از كشتن آن كودك ، جز سه كمر ، نبايد كسى آگاه و باخبر باشد . و آنچه از آن كودك چون استخوان . و اعضاء ، و رگ و ريشه و رودهها بجا ماند ، كمرها براى تقربجوئى بالاهه مىسوزانند .
ايلول
در سه روز اين ماه ، آب گرم كنند ، تا براى سر الشمال . و براى رئيس جنيان كه خداى بزرگش دانند استحمام نمايند ، و در آن آب كمى چوب گز ، و موم ، و صنوبر ، و نى ،
هامش
( 1 ) بطم - صمغ درخت بنه ، كه درختى شبيه درخت پسته است و ميوهاش را چنلانقوش يا چتلاقوش نامند ( فرهنگ فارسى آقاى دكتر معين . زير - بطم - و بنه ) .
( 2 ) ميس - نوعى از مويز است ( منتهى الارب ) .
( 3 ) ف - نقطه فاصله ندارد .