تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
حرنانى ممنوع داشته و گفتند مسلمان نمىتواند با زنان حرنانى يعنى صابئه ازدواج نمايد ، زيرا آنان اهل كتاب نيستند و تا امروز ، در حران خانواده‌هائى هستند كه مردمش از آن دسته‌اند كه در زمان مأمون بدين خود باقيمانده بودند ، و برخى هم مسلمان ، و عدهء هم نصرانيانى هستند كه در ابتدا اسلام آورده و بعد به همين منظور از اسلام برگشته و بنصرانيت گرويدند . مانند خانواده‌هاى بنو ابلوط ، و بنو قيطران و ديگران ، كه در حران مشهور و معروفند .

حكايت رأس

« 1 » نامبرده در بالا گويد : آن رأس ، سر انسانى است كه صورتش - بنا بعقيدهء كه صابئيان دربارهء صورت ستارگان دارند - مانند صورت عطارد است ، و اگر چنين كسى ، كه بعقيده آنها عطاردى صورتست ، پيدا شود ، بهر حيله و دسيسه كه امكان داشته باشد ، دستگير نموده ، و با وى كارهائى انجام دهند ، از آن جمله او را مدت زيادى در روغن زيتون و بورك مىنشانند تا مفاصلش سست شود ، و بحالتى درآيد ، كه اگر سر او را بسوى خود كشند ، بدون آنكه بريده باشند ، آن سر - چنان كه گمان كنيم - از بدن جدا مىگردد و به‌همين‌جهت اين مثل را از قديم زده‌اند كه : فلانى در روغن زيتون است . و اين را دربارهء شخصى گويند كه در سختى و ناراحتى باشد - و سالى كه عطارد در شرف است « 2 » به اين كار مبادرت مىنمايند ، به اين عقيده كه روح چنان انسانى ، ميان عطارد و سر آن انسان ، رفت و آمد داشته ، و به زبان او سخن گويد ، و حوادث را پيشگوئى كند ، و هر سؤال را جواب دهد ، زيرا بعقيدهء آنها طبيعت انسان بيش از حيوانات ديگر بطبيعت عطارد شباهت داشته ، و در نطق و تميز به آن نزديك‌تر است ، و اين معتقدات ، و امثال آن ، درباره سر ، و تعظيمى كه از آن دارند ، و حيلتهائى كه در آن به كار برند ، و كارهائى را كه پيش از جدا ساختن سر ، و پس از آن انجام دهند ، و چيزهائى كه از بدن آن بىسر گيرند ، بتفصيل در كتابى ، بنام كتاب الحاتفى شرح و بسط داده شده . در آن كتاب شگفت‌انگيز چيزهائى از نيرنگها ، و تعويذها ، و زبان‌بنديها ، و صورتها بوده ، و شرح و بسطهائى ، دربارهء اعضاء حيوانات مختلف مانند خوك ، و الاغ و كلاغ ، و غيره ، و دود افروزيها داده شده ، و نيز نقشهائى از تمثال حيوانات بر نگين انگشترهايشان ديده مىشود ، و موضوع آن را كه پرسيدم ، گفتند ، ما اين‌ها را در گورستانهاى باستانى بدست آورده و به اينها تبرك جوئيم .
هامش
( 1 ) اشاره باصحاب الرأس دوره رشيد است كه در صفحهء 568 گفته شد . ( 2 ) شرف عطارد . شرف - در اصطلاح منجمان قوت كوكب و ارتفاع آن در برج فلك است - مقابل هبوط ( ر . ك . فرهنگ فارسى آقاى دكتر معين ) .