و در روز بيست و هشتم ، بسوى ديرى كه در دهكده سيتى ، در يكى از دروازههاى حران ، بنام باب السراب مىباشد ، رفته ، و در آنجا براى - هرمس الهه ، گاو نر بزرگى مىكشند ، و نه بره براى الهه هفتگانه ، و خداى جن ، و خداى ساعات كشته ، و به خوردن و آشاميدن گرايند ، در اين روز هيچ حيوانى را نمىسوزانند .
ايار
در اولين روز اين ماه ، عمل تقرب بسر الشمال . و تشميس ، بجاى آرند ، و گل ببويند و بخورند و بنوشند . در روز دوم براى ابن السلام « 1 » عيد گيرند . و نذرها دارند ، و ظرفها را پر از چيزهاى تازه ، و ميوه ، و حلوا كنند ، و به خوردن و نوشيدن مشغول شوند .
حزيران
در روز بيست و هفتم اين ماه ، براى الهه تيرانداز ، تشميس سر الشمال بجاى آرند و در اين روز ، خوانى بگسترانند ، و بر آن هفت چيز براى هفت الهه شمال گذارند ، و كمر « 2 » كمانى بياورد ، و زه آن را محكم سازد ، و در آن تيرى گذارد كه دو گونهء فروزان از آتش چوبى باشد كه در زمينهاى حران مىرويد ، و چنان غرشى كند كه آتش را چون شعله شمع فروزان نگهدارد . و كمر ، دوازده تير از آن كمان مىاندازد ، و سپس مانند سگ ، روى دست و پا به راه افتد ، و آن تيرها را برمىگرداند ، و پانزده مرتبه اين كار را مىنمايد ، و در همان حال تفاؤل مىزند ، هرگاه آن دو گونه خاموش شده باشد علامت قبول نبودن عيد بوده ، و هرگاه خاموش نشده باشد ، عيدشان مقبول است .
تموّز
در نيمهء اين ماه عيد بوقات « 3 » است ، يعنى زنان زارى كن و آن را - تاوز - و عيد
هامش
( 1 ) ابن السلام - ظاهرا همان چهار فرشته ( فرزندان بىآلايش -Bnia . Slama) بلند كه صابئيان مندانى ( مغتسله ) آنها را به اين نام خواندهاند ( ر . ك . شولسون ص 193 - ج 2 )( Bhwolsone - Die . Ssabier , Und . DerSsabismus - 14 - P . 193 )( 2 ) كمر - از كلمهء سريانىKumra -بمعنى كشيش - رئيس روحانى ( ر . ك . شولسون .
ج 2 - ص 355 ) .
( 3 ) بوقان - جمع بوق - بمعنى كرنا ( فرهنگ فارسى آقاى دكتر معين ) .