تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
و سخنانشان دربارهء برهان اشياء ، متضمن همان شرائطى است كه در كتاب فوديقسطيقا « 1 » ذكر گرديده و كندى گويد : كتابى ديده است كه اين گروه آن را مىخوانند « 2 » . و عبارت از چند مقاله در توحيد است كه هرمس براى پسرش برشته تحرير درآورده ، و مىرساند تا چه پايه بتوحيد توجه داشت ، و هر قدر فيلسوفى ، به خود رنج كاوش در اين‌باره دهد ، ناگزير از پذيرفتن آن بوده ، و بايد داراى همان عقيده باشد .

حكايت ديگر درباره آنان

ابو يوسف ايشع قطيعى نصرانى ، در كتاب خود ، در كشف از مذاهب حرنانيان كه امروز بصابئه معروفند ، چنين گويد : مأمون در اواخر روزگارش ، به قصد تاخت‌وتاز شهرهاى روم ، از ديار مضر « 3 » كه مىگذشت ، مردم باستقبال و ثناگوئى وى شتافته ، و در ميانشان گروهى از حرنانيان ديده مىشد كه طرز لباس ، و هيئت آنان ، در آن روزگار بدين‌گونه بود ، بر تن قبائى « 4 » داشتند و موى سر را بلند و پرپشت نگاه مىداشتند . بهمان‌گونه كه قره جد سنان بن ثابت خود را مىآراست ، مأمون از طرز پوشاك و هيئت ايشان ناخوش گرديده ، و پرسيد شما از كدام مردميد ، و آيا اهل ذمه هستيد ، جواب دادند ، ما حرنانيانيم . پرسيد ، از نصرانيانيد ، گفتند - نه . پرسيد از يهوديانيد ، گفتند نه . پرسيد ، از مجوسيانيد ، گفتند - نه - پرسيد ، آيا كتابى داريد . در جواب ، سخنان نامفهومى گفتند ، گفت پس شما از زنديقان بت‌پرست و همان اصحاب الرأس ، دوران پدرم هستيد ، كه خون شما حلال است ، و ذمهء نداريد . گفتند ما جزيه مىپردازيم . گفت جزيه بر آن مردمى است كه داراى دينى از اديان نامبرده در قرآن بوده ، و كتابى هم داشته ، و در اثر مخالفتى كه با اسلام مىورزيدند مسلمانان با آنان صلح كردند به شرطى كه جزيه بدهند ، و شما از هيچ‌كدام آنها نيستيد . ازاين‌جهت يكى از اين دو امر را انتخاب كنيد ، يا باسلام يا يكى از اديانى كه در قرآن نامبرده شده درآئيد ، و يا آنكه تا نفر آخر كشته شويد ، و من تا مراجعتم از اين سفر بشما مهلت مىدهم ، كه باسلام ، يا يكى از اديانى كه در قرآن ذكر شده درآئيد ، ور نه ، امر بكشتن
هامش
( 1 ) ش ( فسطاطافوسيقا ) و فوديقطيقا - ابو دقطيقاست -Apodeixtexos .اين اصطلاح در كتب ارسطو معنى قضيهء برهانى را مىدهد . يعنى قضيه مسلمهء كه برهان بر آن قائم شده و قابل نقض نيست ( ر . ك . فرهنگ فارسى آقاى دكتر معين ) . ( 2 ) ف ( . . . كتاب يقربه ) ش ( كتاب يقرئه ) . ( 3 ) ديار مضر بضم اول و فتح دوم - در دستى قرار دارد كه نزديك بقسمت شرقى فرات و در حدود حران و رقه ، و شمشاط ، و سروج ، و تلمزون ، است ( معجم البلدان ) . ( 4 ) قبا - بفتحه ، جامه بلنديست كه روى پيراهن پوشند و كمربندى دارد ( اقرب الموارد ) .