تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
خوك ، و سگ ، و الاغ ، و از پرندگان جز كبوتر هرچه چنگال دارد ، و از نباتات ، باقلا و سير ممنوع بوده و برخى از آنان ، لوبيا و كلم و چغندر و عدس را مشمول آن ممنوعيت دانسته‌اند . و در كراهت از شتر باندازهء افراط دارند كه گويند ، كسى كه زير مهار شترى راه رود ، حاجتش برآورده نگردد . و از مبتلايان به پيسى ، و جذام ، و سائر بيماريهاى مسرى دورى جويند . ختنه نمىكنند ، براى اينكه نمىخواهند بر كارى كه طبيعت كرده ، كارى كرده باشند . و در ازدواج شاهدى بايد حاضر باشد ولى نه از خويشان بسيار نزديك . و در ارث زن و مرد يكسانند . و طلاق ندارند جز در مواردى كه دليل روشن بر فحشاء آشكارى باشد ، و پس از طلاق رجوع ندارند و دو زن نگيرند ، و نزديكى بزن را براى پيدا كردن فرزند دانند . و در نزدشان ، ثواب و عقاب بارواح بستگى دارد ، و معتقدند كه تأخيرپذير براى مدت معلومى نيست . و گويند ، پيامبر آن‌كسى است كه از عيبهاى نفسى ، و آفتهاى بدنى مبرى ، و در هر صفات خوب بدرجه كمال رسيده باشد . و بهر سؤالى جواب ، و از آنچه در وهم و خيال است خبر دهد . و دعايش براى آمدن باران و دفع آفات از نبات و حيوان ، مستجاب گردد . و مذهبش موجب اصلاح عالم ، و ازدياد عمران و آبادى باشد . سخنانشان در هيولى ، و عنصر ، و عدم ، و زمان ، و مكان ، و حركت ، همان سخنان ارسطو در سمع الكيان است . دربارهء آسمان ، و اينكه پنجمين طبيعت است ، و مركب از عناصر اربعه نبوده و اضمحلال و فسادى ندارد همان را گويند كه ارسطو در كتاب السماء آورده است . و سخنانشان ، دربارهء طبائع چهارگانه و فسادى كه در حرث و نسل دارد و حرث و نسل نيز از همان مىباشد ، گفتار او در كتاب الكون و الفساد است . و سخنانشان در آثار علويه و حادثاتى كه زير جرم قمر پيدا مىشود ، گفته‌هائيست كه در كتاب العلوية است . و سخنانشان در نفس ، باينكه ادراكاتى دارد و فناناپذير بوده ، و جوهر است نه جسم ، و ملحقات جسم به آن نپيوندد ، همان گفتار او در كتاب النفس است . و سخنانشان در رؤياى صادق ، و جز آن . و حس و محسوسات همان گفتار او ، در كتاب الحس و المحسوس بوده ، و سخنانشان در يگانگى خدا و اينكه صفت از ملحقات به او نبوده ، و گفتن - بايد - دربارهء او نشايد و به اين جهت سولوجسموس « 1 » به او راه نيابد ، همان گفتار او در كتاب مطافوسيقاست « 2 » .
هامش
( 1 )Sullogismos .كلمه‌ايست يونانى كه در منطق از آن تعبير بقضاياى منطقيه مىشود ( ر . ك . لاروس زير كلمهءSillogesme) . ( 2 )Metaphisique .كتاب ماوراءالطبيعه .