من كه دار الضيافه و كنار باغ است از او بوده ، و اگر خواست در شهر اسطاغريا زندگانى كند ، خانههاى پدران من در اختيار اوست ، و هر خانهء را كه پسنديد اوصيا بايد تمام نيازمنديهائى را كه او اظهار مىدارد برايش انجام دهند .
اما درباره خانواده و فرزندانم ، من لازم نمىدانم تذكرى دربارهء نگاهدارى از آنها باوصيا ، بدهم . و نيقانر بايد اهتمام ورزد كه بردهء من مرقس را ، با هرچه دارد ، و بكيفيتى كه مايل است بشهرش بازگرداند . و كنيزك من ، امارقيس را آزاد كنند . و اگر پس از آزادى بخواهد در خدمت دختر من باشد ، تا زمانى كه شوهر اختيار كند ، پانصد در خم « 1 » با همان كنيزكى كه از خود اوست به او بدهند و بثاليس ، همان ، دختركى كه بتازگى بملكيت ما در آمده ، يكى از بردگان ما را با هزار در خم بدهند . و بسيمس بهاى يك برده داده شود كه براى خود خريدارى نمايد ، سواى آن برده كه بهايش بوى داده شده بود و بجز اينها نيز اوصياء چيزهائى را بوى ارزانى دارند ، و همينكه دخترم ازدواج كرد ، بردگان من ، ثاجن ، و فيلن ، و اولمبيوس « 2 » بايد آزاد شوند ، پسر اولمبيوس « 3 » نبايد فروخته شود . و هيچيك از پسر بچگانى كه در خدمت من بودند نبايد فروخته شوند . بلكه در سر خدمت باشند تا زمانى كه بپايهء مردان بزرگ برسند . و همينكه به آن پايه رسيدند . بايد آزاد شوند ، و بهر يك بتناسب شايستگى و استحقاقى كه دارد . چيزى داده شود . انشاءالله . و بگفته و نوشته اسحاق ، ارسطو شصت و هفت سال زندگى نمود .
ترتيب كتابهاى او در منطقيات و طبيعيات ، و الهيات و خلقيات سخن درباره منطقيات او كه هشت كتابست
قاطيغورياس « 4 » يعنى مقولات ، بارى ارمانياس « 5 » يعنى عبارت . انالوطيقا « 6 » يعنى تحليل - القياس . ابودقطيقا « 7 » كه انالوطيقاى دوم ، و بمعنى برهان است . طوبيقا « 8 » بمعنى جدل . سوفسطيقا « 9 »
هامش
( 1 ) دراخم - يا درهم - كلمه يونانى و پنجاه دانق است ( المنجد ) .
( 2 - 3 ) ف ( اربليس ) و در تعليقات فلوكل - اولمبيوس .
( 4 )Categories .( 5 )Parihermenias( 6 )Analytica - Priora .( 7 )Analytica - Posterioa -يا -Apodtctique .( 8 )Topica .( 9 )Sophistica .