كه در كشتن او مداخله داشت ارطخاشت بود « 1 » و افلاطون از اصحاب او بشمار مىرفت ، و به نوشته اسحاق بن حنين مدت زندگانى سقراط به اندازه زندگانى افلاطون بود ، و در جاى ديگر گويد ، افلاطون هشتاد سال زندگانى نمود .
افلاطون از كتاب فلوطرخس
افلاطون پسر ارسطن ، و معنايش فسيح « 2 » است . ثاون نام پدرش را اسطون دانسته و گويد كه وى از اشراف يونان بشمار مىرفت ، و در اوائل عمرش بشعر تمايلى داشته ، و هنرمندى زيادى در آن پيدا كرد .
و پس از آنكه بمجلس سقراط درآمده ، و عيبجوئى او را از شعر ديد ، دست از شعر برداشت و پيرو نظريه فيثاغورس در اشياء معقوله گرديده ، و چنان كه گويند ، هشتاد و يك سال زندگانى نمود ، و ارسطو شاگرد او بود ، و از وى آموخته ، و جانشين او گرديد .
اسحاق گويد : افلاطون از بقراط آموخته ، و در سال تولد اسكندر ، وفات يافت ، كه سيزدهمين سال پادشاهى لاوخوس « 3 » بود . و ارسطو جانشين او گرديد ، و در آن زمان پادشاه
هامش
( 1 ) عبارت متن عربى چنين است : و كان الملك الذى تولى قتله ارطخاشت . و معلوم نيست كه ابن نديم در اين بيان چه منظورى داشته ، زيرا ارطخاشت همان پادشاه ايرانست كه در تاريخ باستانى بنام ( ارت خشترهArtexerexes) پادشاه هخامنشى آمده و اين اردشير كه بدرازدست معروف بود در سال 424 قبل از مسيح درگذشت و سقراط در سال 400 و بقولى 399 ق . م كشته شد ، و اگر بگويم مراد ابن نديم اردشير دوم است كه در سال 404 بتخت سلطنت نشسته و تا سال 362 - يا - 360 ق . م حكومت داشته و همزمان با قتل سقراط بود اين اشكال پيش آيد كه در آن زمان يونان تحت سلطه ايران نبود تا اردشير را در قتل او مداخلهء باشد ( ر . ك . لغتنامه دهخدا . و كتاب زندگانى سقراط به زبان فرانسهء تأليف آندره كرسون چاپ پاريس ) .
( 2 ) فسيح - گشاده و فراخ ( منتهى الارب ) .
( 3 ) لاوخوس اردشير سوم است كه نامش اوخس بود و تصور مىكنند يونانى شده هوك است ولى پس از آنكه بتخت نشست خود را اردشير و در 8 - 359 ق . م بتخت سلطنت نشسته و در 338 ق . م وفات يافت ( لغتنامه دهخدا زير اردشير سوم ) .