تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
همهء آن بازرگانان مسلمان بودند . همين موضوع مىتواند نمودارى از وسعت مبادلهء بازرگانى مسلمانان باشد كه ما دربارهء آن داراى اخبار ديگرى هستيم حاكى از آن‌كه بازرگانان مسلمان در آن زمانى كه چنگيز خان هنوز در مغولستان شرقى مىزيست ، با دربار او رابطه داشتند . براى نشان دادن تجار مسلمان به زبانهاى تركى و مغولى از كلمه‌اى استفاده مىشد كه در آغاز به معنى « تاجر » بود ، ولى بعد به اصطلاحى قومى بدل گرديد . اين اصطلاح واژه سارت « 1 » بود . چنان‌كه ثابت شده است ، اين كلمه داراى ريشه‌اى هندى و به معنى « تاجر » است . اين كلمه به همراه گسترش بودائيسم نزد تركان و در ميان آنان پيدا شده است و از آنجايى كه بازرگانان به همراه مبلغان مذهبى به اين نواحى مىآمدند ، كلمهء سارت نزد تركها اصولا به مفهوم بازرگان تلقى مىشد . واژهء مذكور را با همين معنا ، تنها در اثر مؤلف واژه‌نامهء مشهور محمود كاشغرى ، و همچنين در اثر تركى قوتادغى بيليك مىيابيم . اين افراد در حكومت مغولان تنها تاجر نبودند ، بلكه مروجين فرهنگ هم بودند ، از جمله به مغولان كارهاى آبيارى را مىآموختند . در روايات مغولى به اين موضوع اشاره شده است . كلمهء سارت نزد مغولان با پسوند مغولى ، به فرمهاى سارتاك و سارتائول ديده مىشود . كلمهء سارتاك به صورت سارتاك‌تاى هم در مىآيد ، به طوريكه از اين فرم براى نشان دادن جنس مذكر استفاده مىشد . در داستان حماسى مغولى ، روايتى راجع به يك قهرمان به نام سارتاك‌تاى وجود دارد . اين فرد يكى از افرادى است كه به جهت دارا بودن تشكيلات ، به طور كلى سد ، شهرت داشته و به خاطر همين سدها بود كه گفته شد مغولان براى اولين بار از طريق سارت‌ها كه نمايندگان فرهنگ ايرانى بودند ، با امور آبيارى آشنا شدند . در هر صورت مغولان تا قبل از آنكه به مناطق اسلامى حمله كنند با فرهنگ اسلامى آشنا گشتند و علائق بازرگانان مسلمان نيز براى آنان بسيار مهم بود . كارى را كه خوارزمشاه كرد و منجر به كشته شدن 450 تن از بازرگانان مسلمان يك كاروان گرديد ، بيش از همه به بازرگانان مسلمان زيان وارد آورد . از همين زمان تجارت مسلمان به سوى چنگيز خان رفتند و او را در لشكركشى به كشورهاى اسلامى يارى
هامش
( 1 ) . درباره كلمه سارت - :W . Barthold , Sart , El - IV , s . 187 - 1881 .همچنين ، آثار بارتولد ، جلد دوم ، قسمت اول ، انتشارات « ادبيات شرق » سال 1963 ، ص ص 197 - 196 ، 461 - 460 . يو . برگل .