آمده كه خليفه ، بغداد و نواحى تابع آن را از سلاطين سلجوقى گرفت « 1 » . هرگاه چنين مىبود ، مشابهت ميان رويدادهاى اروپاى غربى و جهان اسلام بيشتر مىشد ، حال آنكه جريان امر به گونهاى ديگر بوده است . خليفه بغداد را از سلاطين سلجوقى نگرفت ، بلكه آن را بعد از مرگ سلطان مسعود ( سال 1152 م ) به تصرف آورد . او از مرگ سلطان مسعود بهره جست و حكومت بغداد را در دست گرفت و منطقه كوچكى را به تصرف آورد كه بعدها خوزستان و عراق يعنى قسمت جنوبى بين النهرين يا بابل قديم جزو آن شد . بدين ترتيب ، منطقهاى بوجود آمد كه در آنجا ، خليفه كه سردستهء مذهبى و رسمى تمام جهان اسلام بود به صورت فرمانرواى اشرافى و غير مذهبى درآمد . بديهى است كه سلاطين و نمايندگان انديشه و آرمان حاكميت سلاطين حاضر به قبول آن نبودند . از اين رو همواره در اين زمينه اختلاف و معارضه وجود داشت . از يكسو ، خليفه و دولت و وزير او ، اصرار بر اين داشتند كه تمام حاكمان مسلمان هر قدر نيرومند بوده باشند ، چون با خليفه بيعت كردهاند لذا وابسته و دستنشاندهء او هستند . لذا از سلاطين خواستار مراتب اطاعت نه تنها از خليفه ، بلكه از وزير او نيز بودهاند . سلاطين بر اين امر معترض بودند و اصرار داشتند كه خليفه بايد حاكميت غير مذهبى را رها سازد . حاكم بغداد نيز بايد از سوى سلطان منصوب شود . حال آنكه طبق حقوق اسلامى چنين تفاوتى ميان حكومت مذهبى و غير مذهبى وجود ندارد : رئيس جامعه اسلامى كه امام ناميده مىشود نماينده حاكميت غير مذهبى نيز هست . اين زمان به صورت آشكار انديشهاى تبليغ شد مبنى بر اين كه بايد حاكميت غير مذهبى از حكومت مذهبى جدا باشد . خليفه امام است و اوقات او بايد صرف امور دينى شود و او بايد منحصرا به امور دينى بپردازد . حاكميت خليفه خدشهناپذير ، ابدى و واقعى است ، حال آنكه حاكميت اين جهانى يا حكومت فرمانروايان صورى است و قبول آن باعث تحقير مقام و منزلت خلافت است . حاكميت اين جهانى را بايد تمام و كمال به سلطان واگذارد . بدين روال انديشه تقسيم حاكميت به مذهبى و غير مذهبى كه با جهاننگرى اسلامى اغلب ناسازگار مىنمود به صورت نمايان در جهان اسلام تحقق پذيرفت . اين مبارزه ، تصويرى از مباحثاتى شد كه اغلب حتى در بين دانشمندان اروپايى نيز صورت مىگرفت . بعضى از آنها ، همچون سنوك - هورگرونه
هامش
( 1 ) . ر . ك . به :A . Muller , Der islam in morgen - und Abendtand , Bd I . II , Berlin , 1885 - 1887 .