تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و هارتمن عادلانه اعلام نمودند كه بين انديشه‌هاى خلافت و پاپ هيچ وجه مشتركى وجود ندارد ، زيرا در جهان اسلام حاكميت غير مذهبى از سوى خلافت معين نشده است . خليفه پاپ نبوده است . در جهان اسلام دو رئيس و حاكم مذهبى و غير مذهبى وجود دارد و عنصر غير مذهبى در دولت خلافت داراى جنبهء تمام و كمال مرجع و متفوق است . اين نظر از ديدگاه كلى صحيح است ، ولى ميان انديشه و واقعيت همواره تفاوتهايى وجود دارد . وقايع سده‌هاى 12 - 13 ميلادى اينچنين بوده است كه پاپها نيز در وضعيتى مشابه خلفا قرار گرفته بودند و مبارزه‌اى همانند مبارزهء پاپ و امپراتور در اروپاى غربى ، ميان خليفه و سلطان نيز در جهان اسلام درگرفت . هرگاه در حالت عادى مشابهتى ميان آنها نبوده ، در سرنوشت واقعى مشابهتى ميان آنها و نيز مجريان و گردانندگان وقايع مشهود است . در هردو سرزمين غرب و شرق حوادثى به تقريب همگون روى داده است . اين مبارزه هنوز پايان نپذيرفته بود كه نيروى تازه‌اى پا به عرصهء وجود نهاد . اينان اشغالگران مغول بودند كه هر دو قدرت سلطان و خليفه را منهدم كردند . اين كه ظهور حوادث مذكور در جهان اسلام موجب گمراهى دانشمندان اروپا شده و در كتاب موللر مؤثر افتاده ، امرى است طبيعى و در خور فهم . گفته شد : خليفه بخاطر دشمنى با سلطان ، چنگيز خان مغول را فراخواند . در جهان اسلام همان واقعه‌اى رخ داد كه در اروپا روى نمود . طرفداران پاپ تأكيد بر اين دارند كه فردريك مغولان را فراخوانده بود . طرفداران امپراتور خلاف اين نظر را ابراز داشته‌اند . به نظر من ، در اين مورد نيز اوضاع به همان منوال بوده است . ما درباره اينكه خليفه الناصر الدين الله « 1 » به سوى مغولان روى آورد خبرى به صورت افسانه از مورخ قرن پانزدهم « 2 » در دست داريم : تا اين زمان نيز بايد شايعاتى راجع به برروى صحنه آمدن چنين نيرويى ، همچون مغولان ، پيدا شده باشد ، ليكن در اين زمان مىدانيم كه خليفه سفيرى نزد چنگيز خان نفرستاد ، بلكه اين سلطان بود كه مىخواست از تسخير پكن - شهر مهم چين بدست چنگيز خان مطلع شود . سلطان محمد خوارزمشاه پس از پيروزى خود در آسياى مقدم لقب « اسكندر دوم » را دريافت نمود . همين امر بيانگر آن است كه او مظهر آرمان
هامش
( 1 ) . الناصر لدين الله ابو العباس احمد بن المستضئى بنور الله . ( 2 ) . دربارهء نوشتهء ميرخواند ر . ك . به : تركستان از آثار بارتولد ، جلد دوم ، قسمت دوم ، ص 430 ( آثار بارتولد ، جلد اول ، ص 467 ) . ب . استاويسكى .