كه آنها افرادى را براى نگهبانى از ناوگان خود در آنجا گمارده باشند تا پس از بازگشت با زورقها راهى سرزمين خود شوند . بدين ترتيب ، ما از اين حكايت چنين استنباط مىكنيم كه روسها در اين لشكركشى به صورتى كاملا مغاير با لشكركشى اول ، با احتياط بيشترى عمل كردند . لشكركشى سومى هم وجود داشته كه به اختصار اشاره خواهم كرد : اين لشكركشى ، تسخير خاقانات خزر به دست سوياتسلاو بوده است . دراينباره منابع عربى بطور مشخص اشارهاى دارند پيرامون شمار قتل و غارتهايى كه خاقانات خزر متحمل گرديد . سالنامههاى روسى تنها در چند كلمه اين لشكركشى را توصيف كردهاند ، ولى مؤلفان مسلمان آن را به تفصيل آوردهاند . بدين لحاظ ، و با توجه به گزارش مسلمانان ما برداشت واقعىترى از آن لشكركشى و پيكار خواهيم داشت كه به دست سوياتسلاو طبق برنامهء معينى صورت گرفته بود . مىبينيم كه سوياتسلاو در منطقهء خاقانات خزر باقى ماند و مردم آنجا چاره را در آن ديدند كه به كشور خود بازگردند و تحت حكومت روسها زندگى كنند . بعدا سوياتسلاو آن سرزمين را ترك مىگويد . ممكن است اين اقدام او به سبب فشار از سوى مسلمانان بوده باشد . شايد اين اقدام به خاطر وعدهء امپراتور بيزانس به منظور جلب او به پيكار با بلغارهاى كنارهء دانوب باشد . سوياتسلاو به شبه جزيره بالكان كه خزران به آن دست نيافته بودند ، رفت ، ولى در آنجا به هدف مورد نظرش نيز دست نيافت . او توانست براى مدت كوتاهى در بلغارستان بماند ، اما بعد تحت فشار سپاه يونانى ناگزير به كىيف بازگشت . در نتيجه مناطق ساحلى ولگا را كه پيش از آن تصرف كرده بود به همراه مناطق دانوب از دست داد . براى نتيجهگيرى از اين لشكركشى ناگزيريم بار ديگر به عقب برگرديم .
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: واسيلى ولاديميروويچ بارتولد
ص٥٠