اهميت خود را به عنوان بندرى دريايى از دست داده بود نوعى ركود مشهود گرديد . در سده سيزدهم ميلادى تنها فضاى فاصل ميان ديوارها به عنوان محدودهء اين شهر محسوب مىگرديد ( در قرن دهم ميلادى اين شهر ، چه از عرض و چه از طول وسعتى بمراتب بيش از اين داشت ) . در نيمهء دوم قرن پانزدهم تنها بخش بالاى شهر مسكونى بود كه مجاور دژ قرار داشت و كلا 6 / 1 فضاى بين ديوارها را تشكيل مىداد . ممكن است ركود دربند به جهت اوجگيرى شهر باكو به عنوان بهترين لنگرگاه درياى خزر بوده باشد . اين زمان كشتيرانى در باكو رواج داشت . چنانكه گاه درياى خزر به نام درياى باكو ناميده مىشد . در قرن سيزدهم ميلادى نيز بازرگانان اهل جنوآ به خاطر خارج ساختن ابريشم گيلان ، كشتيهاى خود را از درياى سياه به سوى خزر حركت دادند ، كه اين تنها نمونه در تاريخ است .
وصف باكو را ما اولين بار در قرن چهاردهم از حمد الله قزوينى « 1 » و سپس در قرن پانزدهم از عبد الرشيد باكوى تنها جغرافيدان مسلمانى كه اصل و نسب آن از باكو بود دانسته و شناختهايم .
حمد الله قزوينى تنها از قلعهاى بر بالاى كوه و ارتفاعات شهر ، ياد كرده است . عبد الرشيد باكوى از وجود دو قلعه ياد كرده است كه يكى بر بالاى تپه قرار داشته و تقريبا تمام و كمال از ميان رفته است ، ديگرى بر ساحل دريا كه آنچنان قوى به نظر رسيده كه حتى مغولان نيز نتوانستند آن را تصرف كنند . باكو كه در زمان خليل الله شيروانشاه ( 1417 - 1462 ) و فرخ يسار ( 1462 - 1501 ) به رفاه و ثروت زيادى رسيده بود جزو خاك شيروان محسوب مىگرديد . كاخ شيروانشاهان در باكو و يك سرى از بناهاى ديگر به خليل الله تعلق داشته است .
به هنگام سلطنت دودمانهايى كه جانشين خانهاى مغول شدند ، چون : جلايريان ، تركمنهاى قراقويونلو ، آقيويونلو تبريز به عنوان يك مركز سياسى باقى ماند .
تيمور استيلاگر آسياى مركزى نيز نسبت به آذربايجان و مناطق قفقاز توجه داشت . او در سال 1396 ميلادى براى فرزند خود ميرانشاه منطقهء فرمانروايى خاصى از دربند
هامش
( 1 ) . قس : اى . پ . پطروشفسكى ، حمد الله قزوينى به مثابهء مأخذى پيرامون تاريخ اجتماعى - اقتصادى شرق ماوراء قفقاز - اخبار آكادمى علوم اتحاد شوروى ، بخش علوم اجتماعى ، 1973 ، شماره 4 ، ص 906 ، زيرنويس 1 ؛ همچنين آثار بارتولد ، جلد دوم ، قسمت اول ، ص 721 ، زيرنويس 15 .