آذربايجان - وجود دارند .
در غرب و جمهورى ارمنستان اقليت قابل ملاحظهاى از اهالى به لهجه تركى آذربايجانى سخن مىگويند . مرز ميان نواحى كه در آنها لهجهء تركى آذربايجانى رواج دارد ، با مرزى كه مردم آن به زبان تركى عثمانى سخن مىگويند به تقريب مطابق مرز سياسى كنونى با تركيه است .
اين وحدت قومى تنها مربوط به زمان تركى شدن منطقه است . در ادوار تاريخى گذشته رود ارس ، كه آذربايجان قفقاز را از آذربايجان ايران جدا مىكند ، مرز قومى قاطعى بود كه سرزمين ايرانى ماد را از سرزمين اقوام يافثى جدا مىكرد . اصطلاح اقوام يافثى را ن . يا . مارّ در مورد آلبانيا به كار گرفت . آذربايجان كنونى ايران تا زمان اسكندر مقدونى جزء لايتجزاى سرزمين ماد بود و حكومت جداگانهاى نداشت . در جريان پيكار گوگمل ( 331 پيش از ميلاد ) ساتراپ ( شهرب ) سراسر ماد شخصى با نام اثورپات بود .
در سپاه او افراد آلبانيايى احتمالا به صورت مزدور خدمت مىكردند . پس از اسكندر نيز آثورپات همچنان فرمانروا بود . پس از او منطقه تحت فرمانش به صورت موروثى درآمد . بخشى از اين منطقه كه « مادخرد » ناميده مىشد با نام اتورپات درآميخت و نام جديدى به خود گرفت . يونانيان اين سرزمين را آتروپاتنا ( آتروپاتن ) و ارمنيان را آترپاتكان مىناميدند . نام آذربايجان از اينجا پديد آمد . تلاش براى توضيح ديگرى پيرامون اين نام ، فاقد هر گونه پايه و اساس است . بويژه در تاريخ آتشپرستى و آئين زرتشت هيچ آگاهى پيرامون معنا و مفهوم ديگرى از آذربايجان ايران و قفقاز از روزگاران كهن وجود ندارد .
در تاريخ آيين زرتشت ، ماد از اهميتى بسزا برخوردار بود . در روايات كهن زندگى زرتشت را نه با بخش غربى ، بلكه با بخش شرقى سرزمين ماد ، بويژه با شهر رى ( واقع در شرق تهران ) مربوط دانستهاند . آذربايجان از زمان اثورپات به عنوان نخستين استان ايرانى كه در آن عكس العمل و مخالفت سياسى و مذهبى عليه سلطهجويى يونانيان آغاز شده بود ، شهرت و اهميت يافت . پرستشگاه موجود در عمدهترين شهر آذربايجان آن روزگار كه در جنوب شرق درياچهء اروميه واقع شده بود و اكنون تخت سليمان ناميده مىشود تا پايان عهد ساسانى همچنان به صورت پرستشگاه رسمى عمدهء ايران باقى و پا برجا بود . چنانكه در ايران مرسوم بوده است به سبب فقدان تاريخ مدوّن و گستردگى
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: واسيلى ولاديميروويچ بارتولد
ص١٦٢