بايد مقام اول فرهنگى هم مختص اروپائيان شده باشد .
در دههء 70 ، بعد از مرگ شاه طهماسب اول ، ايران دستخوش بحران شد . سلطان مراد سوم از ضعف دولت ايران بهره جست و در سال 1578 از طريق مناطق شمالى كشور كه جزو خاك ارمنستان و آذربايجان قفقاز شده بود دست به حمله زد . در همان سال قلمروى دولت عثمانى تا درياى خزر گسترش يافت ، تركان در همه جا به عنوان احيا كنندگان مذهب سنت شهرت يافتند . هنگامى كه شكّه ( شكّى - نوخاى كنونى ) بدست تركان افتاد ، نماز به شيوهء اهل سنت و دعاى خير در حق سلطان مراد در مساجد آغاز گرديد . حال آنكه طى 50 سال هيچگاه نماز به شيوهء اهل سنت در آنجا برگزار نمىشد .
متعاقب آن تركان حاكميت خود را در اطراف رود كر و مناطقى كه استحكامات شهر آرش قرار داشت مستقر كردند . ولى در شيروان حاكم ترك استقرار يافت كه خود عامل سلطان بود ، شيروان صرفنظر از موقعيت سياسى به خاطر داشتن نفت ، ابريشم ، نمك و برنج نيز واجد اهميت بود . تركان والىنشين شيروان را به 14 سنجاق ( شهرستان ) و والى نشين دربند را به 7 سنجاق بخش كردند .
در همان سال 1578 م ، تركان به عمليات جنگى در داغستان دست زدند . در ضمن سپاه ترك از پشتيبانى اهالى كريمه برخوردار بودند . اين زمان ، خاننشين كريمه وابسته و تابع دولت عثمانى بود . حملهء تركان به داغستان تا اندازهاى به درستى تفسير و بيان شده است . اين واقعه را اوليا چلبى مورخ مشهور به زبان تركى در اثرش ، نصرتنامه ، نوشته است . از مطالب او مىتوان دريافت كه آن زمان هنوز اسلام در داغستان استوار نشده بود و خلق و خوى ساكنان آن سرزمين ، حتى افرادى چون غازى كوموك نيز با اخلاق اسلامى مشابهتى نداشت . وى آنان را به ارتكاب به معصيت از جمله اشتراك زنان سرزنش مىكرد و گناهكار مىشمرد . گويا منشاء نام دهكدهء كافر كوموك مربوط به همان زمانى باشد كه تركان قلمروى حكومت خود را گسترش دادند . اين دهكده تاكنون محفوظ مانده و در فاصلهاى نزديك به تمير خان شورا ( بويناكسك ) واقع است . كلمهء كافر و بديگر سخن گيائور ( احتمالا گبر ) به شخص غير مسلمان و ناپاك اطلاق مىشد .
گويا اطلاق اين نام به ساكنان دهكدهء مزبور از آن جهت بوده است كه آنها مادر يكى از پادشاهان كريمه ، عادل قيرى ، را كه در ايران به اسارت گرفته شده بود و در اسارت مرده بود ، ربودند و مادر عادل ، حامل هدايايى بود تا پسرش را آزاد نمايد ، ولى اندكى دير و
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: واسيلى ولاديميروويچ بارتولد
ص١٣٥