هنگامى كه اسلام در سواحل درياى سياه به موفقيتهاى بسيار بزرگى دست يافت ، و تمام سواحل درياى سياه جزو قلمروى عثمانى گرديد ، روسها در سال 1552 غازان و بعد از دو سال استراخان را مسخر كردند و در پى آن به سيبرى لشكر كشيدند . اين موفقيتها نتوانستند از ديدهء سلاطين عثمانى كه مروجان اصلى اسلام و اقتدار اسلامى محسوب مىشدند دور ماند . به روزگار سلطان سليم دوم در سال 1569 م . كوششى در جهت ممانعت از اشغال استراخان توسط روسها صورت گرفت ، ولى به موفقيتى نيانجاميد و تركان ناگزير از ترك آن سرزمين شدند . طرح حفر كانال ميان رودهاى ولگا - دن را به سلطان سليم نسبت داده ، نوشتهاند كه او اين كانال را براى تجارت نكشيد ، بلكه حفر آن صرفا به منظور اهداف استراتژيك بوده است ، ولى مورخان عثمانى با اطمينان مىگويند كه خود سلطان سليم اقدام به اين كار نكرد ، چونكه او را متقاعد ساخته بودند كه اين محل از نظر ساختار زمين ، خودبخود آب را از ولگا به دن مىرساند ، و از طريق درياى آزوف به درياى سياه هدايت مىكند . لذا ممكن است آب درياى سياه آنچنان بالا بيايد كه براى افراد پايتخت خطرناك شود . من به اين مسئله كه حقيقتا اين انگيزهها نقشى داشتهاند يا نه ، كارى ندارم « 1 » .
سبب عدم توفيق تركان جهت احراز مقام نخست در جهان ، اين بود كه به خاطر انجام بعضى كارهاى عجولانه نتوانستند ناوگان قدرتمندى پديد آورند تا بر درياها حاكم شوند و برابر اروپائيان مقاومت نمايند . يكى از نشانههاى اوليهء انتقال مقام نخست فرهنگى به اروپا ، اولا ، دستيابى اروپائيان به اسلحهء گرم قبل از مسلمانان ، ثانيا ، پيشى گرفتن آنان در تكنيك دريا ، دريانوردى و كشتيرانى بر مسلمانان بوده است . همين امر باعث باز شدن راهى به هند توسط اروپائيان و پيشرفت تجارت با هند گرديد . در سال 1538 م ، سلطان سليمان در برقرارى روابط دريايى با هند و بيرون راندن اروپائيان از آنجا به كوششهايى دست زد ، ولى حملهء او تنها منحصر به محاصرهء شهر ديئو گرديد كه موفقيتى بهمراه نداشت . پس از لشكركشيهاى او پرتغاليان بر درياها حاكم شدند . آنها نقاطى را در خليج فارس و درياى سرخ جهت ورود به اقيانوس هند بدست آوردند و بدين ترتيب ، حاكميت بر دريا و تجارت جهانى به اروپائيان منتقل گرديد ، به همين جهت ،
هامش
( 1 ) . مقايسه كنيد : ن . آ . اسميرنوف ، روسيه و تركيه در قرون 16 - 17 ، جلد 2 - 1 مسكو ، 1946 ، صص 100 - 150 .