پاسخ : همه مىدانند كه اينان زندگى مغولان را به ميزان قابل ملاحظهاى به شرح آورده و روشن ساختهاند . روبروك كه از جهانگردان سده 13 ميلادى و آگاهترين و باسوادترين آنها بوده ، با استناد به ويرژيل اطلاعات جالبى راجع به كاربرد نوشتار و غيره ارائه كرده است . ماركوپولو مردى بازرگان و كمسواد بود . او منصفانه به شرح مشاهدات خود پرداخت ، ولى در همهء موارد نتوانست ميان ديدهها و شنيدههاى خويش تفاوت محسوسى قايل شود .
پرسش : گذشتهاى تيمور نسبت به سادات را حتى در زمانى كه اعمالشان عليه حاكميت او بوده چه گونه مىتوان توجيه كرد ؟
پاسخ : سادات همگى بدون استثناء شيعى نبودند . اينان از سلاله پيامبر ( ص ) به شمار مىرفتند . سبب اين امر را بايد احترام به اولاد رسول ( ص ) دانست . در ضمن مىبينيم كه حجاج در ديدهء تيمور از احترام فراوان برخوردار بودند . تيمور از يك سو مردى جنگجو و جنگاورى از نظام جنگى چنگيز خان بود . وى با هنرمندى تمام از آن نظام به منظور بيدار كردن حس جنگجويى در سپاهيان خويش بهره جست ، از سوى ديگر او خود را حامى اسلام ، روحانيت اسلامى بويژه سادات و سلالهء پيامبر ( ص ) مىناميد .
سادات نيز نمايندگان اصلى آيين اسلام به شمار مىرفتند . همين امر مؤيد قدر و منزلت سادات در نظر تيمور بوده است . ضمنا در عهد تيمور تعلق به اصل و نسب از اهميت والايى برخوردار بود . همين خود عامل مصونيت سلاله پيامبر ( ص ) محسوب مىشد .
بدين روال اعمال تيمور را با توجه به سه عامل مىتوان وصف نمود . عامل نخستين ، توجه به تبار و اصل و نسب ، عامل دوم ، اصول جنگى و عامل سوم ، احترام به سلالهء پيامبر ( ص ) بود .
* * * سخنرانى خود را ادامه مىدهم ، گفته شد كه تيمور در مورد فرزندان و اعقابش به نيكبختى چنگيز خان نبود . اين نكته را مىتوان از اعمال فرزندش ميرانشاه دريافت .
ميرانشاه به منطقهء وسيعى از بغداد تا دربند و از همدان تا آسياى صغير فرمانروايى داشت .
گرايشهاى ويرانگرانهء تيمور در فرزندش به حد جنون رسيده بود . او بناهاى عظيم تاريخى را از آن رو ويران مىكرد تا توجه همگان را به سوى خود معطوف دارد .
كلاويخو سفير اسپانيا ، دربارهء روحيهء اين شخص مىنويسد كه ميرانشاه دوست داشت كه
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: واسيلى ولاديميروويچ بارتولد
ص١٢٣