تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
خشكى بردند . ظاهرا آنجا محل سرچشمه و ريزش آبشارها بود . ظهير الدين ضمن شرح انهدام و ويرانى مازندران مىنويسد كه در اين سرزمين حتى خروسى براى خواندن و مرغى براى تخم نهادن برجاى نماند . اين عبارت يكى از تعابير ظهير الدين مرعشى به منظور ارائه تصويرى از حدود ويرانى و انهدام آن سرزمين است . به عنوان نمونه هنگامى كه از حوادث سده 12 ميلادى و حملهء فرمانرواى آن روز خراسان به سارى و ويرانى شهر مذكور ياد كرده ، نوشته است كه در سارى حتى سايه‌اى پيدا نمىشد تا شخص دمى در آن بياسايد . اين نكته باور كردنى نيست كه حتى درختى براى سايه افكندن باقى نمانده باشد . گمان نمىرود در جريان غارتگرى لشكريان تيمور نيز نوشتهء او منطبق بر واقعيت و به گونه‌اى باشد كه حتى يك مرغ نيز بر جا نمانده باشد . با اين وصف از گزارش مذكور مىتوان به حدود غارت و ويرانى كه تيمور و لشكريانش مسبب آن بوده‌اند ، پى برد . پس از اين ماجرا ، تيمور اسكندر فرزند افراسياب را به حكومت بخش غربى مازندران و شهر آمل گمارد . حاكميت بخش شرقى مازندران و شهر سارى به جمشيد قارن گورى واگذار گرديد . گفته شده است كه اهالى مازندران از اسكندر چندان بيزار بودند كه از زندگى در آمل سرباز زدند و راه مشرق را در پيش گرفتند و به سارى رفتند ( اين نكته را ظهير الدين مرعشى آورده كه خود از سادات بوده و نسبت به اسكندر روشى بىطرفانه نداشته است ) . سارى به سرعت بازسازى شد ، ولى آمل تا مدتى ويران بود . اسكندر كه سخت دشمن سادات بود ، به منظور ابراز خصومت فرمان داد تا مزار قوام الدين بنيادگذار دولت سادات را در آمل ويران كنند . دربارهء بناى آرامگاه مزبور چنين آمده است كه وقتى جسد را به آمل بردند ، در آنجا گنبدى بلند بنا نهادند و جسد را در زير آن به خاك سپردند كه از آن زمان زيارتگاه مردم شد . اهالى به تخريب آرامگاه تن درنمىدادند و نگرانى ابراز مىداشتند . ولى هنگامى كه قطب الدين كه از فقيهان عهد خود بود و نسبت به سلسلهء درويشان نظرى منفى داشت به مردم گفت نگران نباشند ، زيرا در گذشته مزارهاى قديسان والاترى ويران شد و هيچ حادثه‌اى روى نداد ، آنگاه مردم در ويران كردن آرامگاه شركت جستند . اين آرامگاه بعدها در قرن هفدهم ميلادى بازسازى شد . با وجود تبعيد سادات ، دو تن از فرزندان كمال الدين در سپاه تيمور ماندند و در لشكركشيهاى او شركت ورزيدند . اينان نخستين كسانى بودند كه پس از قطع رابطهء تيمور
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 118 | واسيلى ولاديميروويچ بارتولد / ليلا ربن شه