تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
مذكور ، اعلام جرم ارتكاب به گناه تنها بهانه‌اى براى اعمال ظلم و ستم بر اهالى بود . تيمور چنين وانمود مىكرد كه گويا اهالى و مردم آن ديار مرتكب گناه شده‌اند . پاسخ جسورانهء كمال الدين به تيمور در خور توجه است . او خود را اولاد على ( ع ) مىنامد و از دشمنان على ( ع ) بيزارى مىجويد . وى ابراز شگفتى مىكند از اين كه تيمور خود را حامى و مروّج اسلام مىنامد و در عين حال خون مسلمين را مىريزد و اموال آنان را به غارت مىبرد . به نظر مىرسد كه اين گفته نتوانست تيمور را نسبت به مردم مازندران به سر شفقت آورد . سادات از حاكميت بر كنار شدند ، ولى هيچيك به هلاكت نرسيدند . آنها به اسارت درآمدند و به منطقهء زير فرمان تيمور تبعيد شدند . براى مشخص نمودن سلطه و نفوذ اسلام در دولت تيمور اين نكته حائز اهميت است كه هرگاه سادات اولاد رسول ( ص ) با وى به دشمنى برمىخاستند ، تيمور آنها را نمىكشت ، بلكه تنها به تبعيد بسنده مىكرد . زندگى اولاد رسول ( ص ) همانند زندگى فرزندان و اعقاب تيمور در معرض خطر و هلاكت قرار نداشت ، حال آن‌كه سادات عليه تيمور به مبارزهء مسلحانه دست مىزدند . واقعه‌اى وجود دارد كه مؤيد اين نكته است . هنگامى كه شهر دمشق در محاصرهء لشكريان تيمور قرار داشت ، حسين نوادهء تيمور به محاصره‌شدگان پيوست و عليه جدّ خود به پيكار برخاست . پس از تصرف شهر ، حسين به هلاكت نرسيد . جز از فرزندان و اعقاب تيمور ، سادات تنها كسانى به شمار مىرفتند كه مصون و از مجازات اعدام در امان بودند . تيمور با وجود مظالم و ستمگريهاى بىشمارى كه نسبت به مردم روا مىداشت ، رفتارش نسبت به سادات به گونه‌اى ديگر بود . تيمور غنايم فراوان به چنگ آورد . ارقامى پيرامون ميزان زر و سيم و ديگر غنايم او وجود دارد كه از ذكر آنها خوددارى مىكنم ، زيرا از اهميت خاصى برخوردار نيستند . ظهير الدين مرعشى مطالبى از پدر خود نقل كرده كه مربوط به دوازدهمين سال زندگى او است . بنا به نوشته او پس از آن‌كه تيمور به شرق مازندران رفت ، سادات سوار بر زورق رهسپار تركستان شدند . دراين‌باره گفته شده است كه آنها را به مصب آمودريا ، محل آغريچ ، جايى كه آب آمودريا به بحر خزر مىريخت ، بردند . سپس آنها را به مناطق مختلف ، از جمله خوارزم پراكندند . اين نكته خود مؤيد آن است كه هنگام پيوستن آب آموى به درياى خزر ، راه آبى سراسرى وجود نداشته است . در نوشته مرعشى چنين آمده است كه نخست آنها را تا جايى كه ميسر بود از طريق رود و پس آنگاه از راه