زد . در نتيجه انتظار تيمور بىاثر و لشكركشى وى بىثمر ماند . در تاريخ تيمور نمونههاى بسيارى از اين قبيل مىتوان مشاهده كرد . شهرهايى كه به تصرف تيمور درمىآمدند ، پس از خروج لشكريان وى در حالى كه تنها پادگانى در آن شهرها برجا گذارده بود ، بار ديگر دشمنان تيمور بر آن شهرها دست مىيافتند و حكومت پيشين را مستقر مىكردند .
پيكار تيمور با تختاميش از ديدگاه نقد اسناد تاريخى نيز در خور توجه است . در اينجا مواردى مىتوان يافت كه نشان مىدهند چگونه بايد نسبت به مآخذ برخوردى محتاطانه داشت .
از ابن عربشاه مطالبى پيرامون حوادث در دست است كه از نظر زمانى به نوشتهء عربى سدهء 15 ميلادى نزديكى و مشابهت دارد . در نوشتهء ابن عربشاه از نقش عمدهء بهادرى ياد شده است كه در روسيه با نام يديگى
Edigei
و در ميان تركان به ايديكو شهرت داشت . يديگى ياد شده به سبب اختلافى كه روى داده بود از تختاميش كناره گرفت و نزد تيمور رفت . ابن عربشاه نيز آن را به صورت داستانى به شرح آورده ، نوشته است كه يديگى در جريان ضيافت تختاميش اطمينان يافت كه وى قصد دشمنى با وى را دارد . از اينرو به سوى تيمور گريخت . در داستانهاى عاميانه نيز به همينگونه از يديگى ياد شده است . اين داستان در دشتى كه قوم نوگاى در آن سكنى دارند رواج بسيار دارد . گفته مىشود كه يديگى از آن ديار برخاسته بود . ما در قوم نوگاى داستان مزبور را به صورت نخستين آن مىيابيم . بعدها اين داستان در ميان اقوام مختلف آسياى مركزى رواج يافت .
ما نه تنها در داستانهاى عاميانه ، بلكه در نوشتههاى مؤلفان همزمان با رويدادها نيز اين ماجرا را مىخوانيم . بديهى است از اين رهگذر به چگونگى ظهور آن پى مىبريم و در مىيابيم كه اين داستان عاميانهء منقول تا اندازهاى با واقعيت قرابت داشته است . البته مىتوان آن را چنين تفسير كرد كه يديگى داراى چنان شخصيتى بوده كه در زمان حياتش افسانههايى راجع به او ساخته شده و بىدرنگ بعد از مرگش رواج يافته و شايع شده است . با وجود مشابهت نوشته ابن عربشاه با داستان مذكور ، مىتوان مدعى شد كه داستان مبتنى بر واقعيت بوده است . در صورتى كه حقيقت جز اين بوده است . ما داراى مأخذ ديگرى هستيم كه از ديدگاه زمانى نزديك به واقعه و تحرير آن در سال 1393 ميلادى يعنى دو سال بعد از واقعه است . در كتاب اين داستان به گونهء ديگرى ارائه شده و چنين آمده است كه اميرزادگان اردوى زرين عليه تختاميش قيام كردند و يديگى از