تن از خلفاى راشدين : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ( ع ) را مقدس و گرامى مىداشتند . حال آنكه نامهاى دوازده امام در ديدهء شيعيان مقدس و گرامى بود . مناقشات مذهبى در غرب به جدايى ميان اصلاحطلبان و پيروان آيين كاتوليك انجاميد . در شرق نيز شيعيان و سنيّان يكديگر را كافر مىناميدند و به طور كلى يكديگر را مسلمان نمىخواندند . اين حاصل تضاد و تناقض نسبت به ديدگاهها و احكام پيشين بود . در اسلام اوليه نظر بر اين بود كه همهء نمازگزارانى كه در جهت قبله ، يعنى مكه نماز مىگذارند مسلمانند و خود مجموعهء واحدى را تشكيل مىدهند و هيچ يك از آنان را نمىتوان كافر ناميد . بعدها چون اهل تسنن از قبول امامت اولاد على ( ع ) استنكاف ورزيدند ، لذا شيعيان و سنيان از اين پس خود را به عنوان مجموعهاى واحد تلقى نمىكردند . همين بهانه سبب شده بود تا در موقع جنگ طرفى كه به اسارت ديگرى درمىآمد به بردگى كشيده شود ، حال آن كه پيش از آنچنين كارى ممنوع و تنها ويژه كافران حربى بود . اين زمان در اروپاى غربى روحانيون و كشيشان قدرت را در دست داشتند ، ولى در شرق ، تصوف و درويشى قوت گرفت . ظهير الدين مرعشى ضمن شرحى پيرامون اين دوره مىنويسد كه در اين زمان شيوخ و مريدان آنها از اهميت و اعتبار بسيارى برخوردار شدند و به گونهاى شيوخ در رأس حاكميت قرار گرفتند . اما اين امر صورتى كاملا علنى و آشكار نداشت ، زيرا روحانيت بر آن بود كه دولت و حكومت تا زمانى كه در دست افراد ناپاك قرار گرفته است و اين نيز واقعيتى است گريزناپذير ، لذا اهل دين بايد از تبعيت چنين حكومتى دورى جويند . از اينرو علما حق قبول مقام و مسئوليت از جمله مقام قضاوت را در چنين حكومتى نداشتند . در نتيجه شيوخ كه بعدها خود به حكومت رسيدند ، مىگفتند كه آنان را با دولت غير مذهبى اشراف و بزرگان كارى نيست و قصد شركت در آن را ندارند . بعدها وضع به گونهاى ديگر شد . گاه حكام هنگامى كه احساس ضعف و ناتوانى مىكردند به مردم روى مىآوردند و به نهضتهاى مردمى ملحق مىشدند . در ضمن اغلب ميان حاكم و خويشاوندانش خلاف روى مىداد ، در اينگونه موارد حاكم از ميان مردم در جستجوى تكيهگاهى براى خود برمىآمد . به عنوان نمونه فرمانروايى از دودمان باونديان به دست سردار خود به نام افراسياب كشته شد . سردار مذكور قدرت را به چنگ آورد ، ولى چون حاكميت وى استوار نبود ، لذا به درويشان روى آورد و از آنان يارى طلبيد و خود به حلقهء درويشان درآمد و از شكوه و جلال ويژهء حكام روى برتافت .
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: واسيلى ولاديميروويچ بارتولد
ص١٠٥