خشكى قرار داشتند . دليل دوم مطلبى است از حمد إله قزوينى . وى ضمن شرح جزيرهاى در درياى خزر مىنويسد كه اين جزيره در فاصلهء 3 فرسنگ از استرآباد واقع شده است .
اكنون فاصلهء استرآباد تا ساحل 30 ورست و از ساحل تا جزيره آشوراده 10 ورست است . در ضمن هر فرسنگ برابر با 6 - 7 ورست است . چنين مىنمايد كه مجموع فواصل مذكور در آن زمان 18 تا 20 ورست بوده است . احتمالا سطح آب در زمان نگارش مطلب مزبور از سوى مؤلف متفاوت با دوران كنونى بوده است .
و اما راجع به ديگر رويدادهاى عصر مغول ، نكته درخور توجه رويدادهاى كرانهء جنوبى درياى خزر ، در منطقهء مازندران است . در اين منطقه به جاى حكومت اشراف و بزرگان مىبينيم كه حاكميت رهبران دينى صورتى تثبيت شده به خود گرفتهاند . مىدانيم كه به خلاف مناطق غربى درياى خزر ، از همان آغاز در مازندران آيين تشيع برترى داشت . ولى مردم كرانه غربى درياى خزر بعدها به اين مذهب روى آوردند . حكام مازندران شيعى مذهب بودهاند . دربارهء يكى از آنها به نام شاه قاضى رستم گفته شده است كه وى در قرن دوازدهم به شهر رى دست يافت ( رى شهر بزرگى بود كه خرابههاى آن در شرق تهران واقع شدهاند « 1 » ) . در آنجا مدرسهاى براى اهل تشيع ساخته شده بود و يكى از دانشمندان مشهور مذهب شيعه اماميه در آن مدرسه به تدريس مىپرداخت . راجع به علم و فضل علماى اهل تشيع و نمودارى از شكوفايى شهرهاى شيعهنشين چنين آمده است كه در روزگار تثبيت فرمانروايى دودمان محلى مازندران بر آمل ، در اين شهر بالغ بر 70 مدرس بزرگ شيعه به تدريس اشتغال داشتند . در اينجا نهضت معنوى درويشان پديد آمد كه شيوخ در رأس آن قرار داشتند . در عصر مغول خلاف ميان اهل تشيع و اهل تسنن شدت گرفت . اين زمان ما شاهد مشابهتهايى ميان رويدادهاى اروپاى غربى و آسياى مقدم هستيم ( حال آنكه ذكر علت آن ميسر نيست ) . مىدانيم كه در سدههاى 14 و 15 ميلادى مناقشات مذهبى در اروپاى غربى بالا گرفت كه در قرن 16 منجر به اصلاحات و جدا شدن گروههاى مشهورى از مردم شد . اينان كه پيشتر به كليسا تعلق داشتند به صورتى قطعى از آن جدا شدند . اين زمان در جهان اسلام نيز اختلافهاى مذهبى فزونى گرفت . حال آنكه در گذشته چنين اختلافهايى وجود نداشت . اهل تسنن نام چهار
هامش
( 1 ) . آن زمان تهران شامل مناطق جنوبى شهر بود ، ولى اكنون بايد ويرانههاى شهر رى را واقع در جنوب شرقى شهر تهران ما دانست .