ديگر است . بودائيسم در روسيه مورد پژوهش قرار گرفته است . آثار دانشمندان روسيه در اين زمينه مقدم بر پژوهشهاى غربيان بوده است . اين نكتهاى مسلم كه توضيح و اثبات آن دشوار است . اما دربارهء سؤال دوم ، گمان دارم نكته مهم در اين مورد بازرگانى است .
در عصر مغول بازرگانى از طريق كاروانها به چنان حدّى از پيشرفت و اعتلا رسيد كه مشابه آن در ادوار گذشته سابقه نداشت . در ضمن روابط ايران با خاور دور و ديگر كشورها به ميزان قابل توجهى گسترده شد . گذشته از آن ايران و چين هر دو زير سلطهء شاخهء واحدى از يك دودمان قرار گرفتند . بدين ترتيب ، ميان ايران و چين روابطى نزديك برقرار شد و همين امر موجبات پيشرفت بازرگانى دريايى را فراهم آورد . گمان دارم در اين مورد ميزان آگاهى ايرانيان و نيز مغولان چندان قابل اهميت نيست . آنچه مهم به نظر مىرسد رابطهء فرهنگى است كه مغولان ناقل آن بودهاند . اين رابطه نيز بر امر پيشرفت فرهنگ مردم ايران مؤثر افتاده است .
پرسش : آيا پيشرفت فرهنگ ايران و ادب پارسى مرهون امكاناتى بوده كه مغولان فراهم آورده بودند ، يا اين كه پيشرفت مزبور مربوط به همان مردم ايران بوده است ؟
پاسخ : اين پيشرفت نه با مردم مغولستان ارتباط داشت و نه با مردم ايران ، بلكه حاصل شرايط بسيار مساعد پديد آمده از روابط بين المللى بود . ايران از وجود اين رابطه بهره جست . در ضمن مغولان سازمان دولتى بسيار نيرومندى را به همراه آوردند . اين سازمان با وجود همهء معايب و نارساييها استوارتر از نظامهاى دولتى پيشين به نظر مىرسيد . اين سازمان بر كليهء سرزمينهاى تابع امپراتورى مغولان تأثير بخشيد . پس از مغولان در همه جا ثبات سياسى حكمفرما شد . حال آنكه پيش از مغولان چنين ثباتى وجود نداشت مغولان خود كمتر از ديگران از چنين ثبات سياسى بهره گرفتند . اسلام در آغاز عصر خلافت چنين سازمانى داشت . اين سازمان بيش از شبه جزيرهء عربستان به سود كشورهاى زير سلطه بود . حال آنكه عربستان همچنان در شرايط ابتدايى باقى ماند . در روسيه نيز همين وضع را مشاهده مىكنيم . در روسيه دولت مسكو نمىتوانست فارغ از يوغ مغولان عرض وجود كند « 1 » . اين نكتهاى است مسلّم كه در مورد ديگر كشورها از جمله
هامش
( 1 ) . اين تائيد بارتولد صحيح نيست ، در حقيقت ، حكومت مسكو در طول مبارزه مردم روس به خاطر رهايى از يوغ مغولان بوجود آمد ، نه به خاطر « سازمان دولتى بسيار قوى » مغولان و يا به خاطر سنتهاى آنان . ب .
استاويسكى .