تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
دستاوردهاى معمارى به اوج ترقى و پيشرفت رسيده بود . بناهاى سده‌هاى 14 - 15 ميلادى از اين ديدگاه برتر از بناهايى هستند كه پيش از آن در ايران احداث شده بودند . در عصر مغول ما شاهد تنزيل دانشهاى مربوط به خداشناسى ( الهيات ) هستيم ، زيرا مغولان پيش از پذيرش اسلام توجهى به اين امر نداشتند . در ضمن ادبيات نيز راه زوال پيمود . زيرا تنها بزرگان فارس و ديگر استانهاى وابسته به ادبيات فارسى توجه داشتند . بديهى است مغولان نمىتوانستند نسبت به ادب فارسى گرايشى ابراز دارند . يكى از مؤلفان عصر مغول تفاوت ميان آن روزگار و اعصار گذشته را چنين توصيف كرده است كه مغولان به الهيات و ادبيات عنايتى نداشتند ، ولى در عصر مغول علومى كه داراى اهميت تجربى بودند به مدارج عالى ارتقاء يافتند : از آن جمله مىتوان به دانش پزشكى ، حسابدارى و رياضيات اشاره كرد . هرگاه ادعا كنيم كه ايرانيان در چه عصرى مقام نخست را از نظر فرهنگى كسب كرده و در مقامى والاتر از ملل ديگر كشورها قرار گرفته‌اند ، اين عصر بىگمان عصر مغول بوده است . مىتوان با مطالعهء بناهاى اين عصر و درآمدى كه نصيب خانهاى مغول مىشد به اين نكته پى برد . اندكى بعد در اين باره صحبت خواهيم كرد . شواهدى وجود دارد مبنى بر اين كه ايران در عصر فرمانروايى مغولان بر ديگر كشورهاى اسلامى از جمله مصر تأثيرهايى برجاى نهاد . حال آن‌كه سلاطين مصر با موفقيت در برابر هجوم مغولان ايستادگى و پايدارى از خود نشان دادند . مصر و سوريه به تصرف مغولان درنيامدند و تنها كشورهايى بودند كه دچار انفصال دولت و انقطاع فرهنگ نشدند . چنين به نظر مىرسيد كه مصر و سوريه بر ايران اثر گذارند ، ولى جريان امر به خلاف بود . به عنوان نمونه ايران از نظر ساختار حكومتى بر مصر تأثير گذارده است . در اين عصر آثار نجومى پارسى در سرزمين روم شرقى ( بيزانس ) به زبان يونانى ترجمه شدند حال آن‌كه پيش از عصر مذكور تنها آثار عربى به يونانى ترجمه مىشد . بدين روال ملاحظه مىشود كه در سده پانزدهم ميلادى « 1 » كه عصر حاكميت مغول است ، ايران به چنين مدارجى از پيشرفت دست يافت . در اينجا سخن را به پايان مىبرم و پس از استراحتى كوتاه به پرسشها پاسخ خواهم گفت و سپس سخن را ادامه خواهم داد .
هامش
( 1 ) . در اينجا به نظر مىرسد كه غلط چاپى رخ داده باشد ، زيرا اين سخن دربارهء زمان شكوفايى دولت هلاكوئيان مىباشد ، يعنى سخن راجع به نيمهء اول سدهء چهاردهم است نه قرن پانزدهم . ب . استاويسكى