ايران نيز صادق است . آن زمان ايران تحت تأثير سنتهاى مغولى قرار گرفت « 1 » . در چين هم ، با توجه به سنتهاى قديمى آن همين وضع پيش آمد . تا قبل از مغولان ، حكومت چين اغلب به قسمتهاى مجزا تقسيم مىشد . حتى در زمان اشغال آن به دست مغولان نيز به دو دولت تقسيم شده بود . ولى پس از عصر مغول تا دوران معاصر چين به صورت دولتى واحد درآمد . به طور كلى ، پس از مغولان از روسيه تا چين ما شاهد ثبات سياسى بيشترى نسبت به ادوار پيش از آن هستيم كه بىگمان نظام ادارى و دولتى مغولان اثر داشته است .
* * * در دنباله سخن به حكومتى كه توسط مغولان در ايران پايهگذارى شد ، بازمىگرديم .
بناهاى عصر مغول تا اندازهاى در آذربايجان قفقاز سرزمينى كه زمانى بردعه شهر مهم آن به شمار مىرفت ، اثر بخشيد . اين شهر گرچه در سدهء 13 ميلادى روستايى بيش نبود ، ولى در عصر مغول بار ديگر رونق گرفت و به شهرى داراى اهميت بدل گرديد . در بردعه بناهايى از سدهء 13 ميلادى باقى مانده بودند . كتيبههايى از خانهاى مغول در شهر آنى و ديگر نواحى ارمنستان برجا ماندهاند .
بازرگانى توسط كاروانها نمىتوانست بر امر پيشرفت دريانوردى عارى از اثر باشد . ما اطلاع داريم كه در اين عصر مردمى كه در درياى سياه داراى كشتى بودند . آنها را به درياى خزر بردند . شهرت اين اقدام مربوط مىشود به تلاش دريانوردان جنوآ كه در درياى خزر كشتيهاى خود را به آب انداختند و مدتى به تجارت اشتغال ورزيدند . در سايهء همين اقدام بود كه اكنون آگاهيهاى مشروح و نقشههايى از درياى خزر در اختيار داريم . و امّا دربارهء ابريشم گيلان كه كالاى بازرگانى آنان بود ، بايد افزود كه ابريشم گيلان بعدها مانند روزگار ما در سدههاى 17 و 18 و 19 ميلادى به صورت كالاى تجارت جهانى درآمد . پس از آن مدتى بازرگانى ابريشم به سبب بروز بيمارى در كرمهاى ابريشم دستخوش زوال شد . در نيمهء اول سده سيزدهم ، ياقوت حموى جغرافىنگار مشهور از كيفيت نازل ابريشم گيلان ياد كرد . ولى بعدها كيفيت آن به چنان مرغوبيتى رسيد كه توانست در عرصهء جهانى از شهرتى وافر برخوردار گردد و اين زمان
هامش
( 1 ) . منظور بارتولد سازمان دولتى ايران است . در اين مورد نيز بارتولد همانند بيان احوال دولت مسكو در روسيه پيرامون اهميت « سنتهاى مغولى » غلّو كرده است . ب . استاويسكى .