تشريح المسائل
پس مراد از ( قلت : الظاهر من الاخبار المذكورة البناء على حلية محتمل التحريم . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ است از اشكال مذكور مبنى بر اينكه :
اولا : اخبار حل ظهور در بيان حكم داشته و ما را متعبّد به حكم مىنمايد .
يعنى دلالت دارند بر اينكه ، شما بايد متعبّد باشيد كه در موارد شك در حليّت و حرمت بنا را بگذاريد بر حليّت مشتبه .
و لكن موضوع درست كن نيستند يعنى دلالت نمىكنند بر اينكه شما بايد تعبدا بنا را بر حليّت اين مشتبه بگذاريد و بگوئيد آن موضوعى كه در واقع حلال است همين است تا در نتيجه اصل موضوعى حاكم شود بر قاعدهء اشتغال ، چون قاعدهء اشتغال اصل حكمى است .
خير هر دو قاعده اصل حكمى هستند و در مورد علم اجمالى اين قاعدهء اشتغال است كه حاكم است چرا كه راه ديگرى براى امتثال خطاب منجّز نيست .
به عبارت ديگر اين مستشكل در ضمن استدلالش گفت : معناى كل شىء حلال . . . اين است كه وقتى شما در مورد انائين شك دارى كه كدام يك حلال است و كدام يك حرام و يا خلّ است يا خمر ، بنا را بگذار بر حليّت اين يكى اناء تا بشود حلال و آن را مرتكب شوى و لكن لازمه اين مسئله اين است كه در آن يكى بنا را بگذارى بر خمريت آن يكى اناء كه در نتيجه مىشود حرام .
در حقيقت شما بهعنوان شاك اقدام به تعيين خلّ يا خمر نمودهاى و نه حلال يا حرام .
و لذا شيخ مىفرمايد :
اين حديث به شما نمىگويد كه بنا را بگذاريد كه اين اناء خمر است و آن يكى خلّ است چرا كه اين موضوعسازى است و حال آنكه حديث هدفش حكمسازى است .
و لذا حديث به شما مىگويد : بنا را بگذاريد بر حلال بودن و يا حرام بودن انائين تا بشود حكمسازى .
ثانيا : سلّمنا كه حديث موضوع درست كن باشد و اخبار حليّت دلالت نمايند بر اينكه شما بنا را بگذاريد بر اينكه مشتبه همان موضوع محلّل است و لكن بايد بدانيد مفاد اين اخبار تعيين است يعنى بنا را بگذار بر اينكه هر مشتبهى معيّنا حلال است و خلّ است ، نه اينكه تخيير باشد و يا يك معناى كلى باشد كه شامل تخيير هم بشود .
حال تعيين در شبهات بدويه است و نه مقرونه به علم اجمالى .
پس اخبار حل شامل موارد علم اجمالى نمىشود چون نمىتوان در اينجا قائل به تعيين شد .