فى المثل شما اجمالا مىدانى يكى از دو آقاى زيد و آقاى عمرى كه در مسافرت بودند مرده است شما مىگوئيد : من استصحاب مىكنم حيات زيد را و لازمهء اين استصحاب ، مرگ عمر است .
اما آيا واقعا اين لازمهء عقلى نيست ، چرا كه ممكن است زيد هم مرده باشد و يا هر دو زنده باشند .
خلاصه اين اصول اگر حكمى در يك طرف مشتبهين كردند ، نمىتوانند نقيض آن را در طرف ديگر اثبات كنند . يعنى مىتوانند بگويند : اين اناء حلال است ولى ديگر نمىتواند بگويد پس آن يكى نيز حرام است .
مراد از ( فتدبر ) چيست ؟
شايد اشاره به اين مطلب باشد كه شيخ مىفرمايد :
پاسخ دوّم ما قابل خدشه است ، چرا كه مستشكل نگفته بود كه مفاد اخبار حل ، تخيير است تا به او اشكال كنيم كه اخبار ظهور در تعيين دارند .
او مىگفت : لازمهء عقلى مفاد اين اخبار در موارد علم اجمالى ، تخيير است و اين مطلب ربطى به مفاد و مستعمل فيه كلام ندارد .
چه تفاوتى در ان قلت اوّل و ان قلت دوم وجود دارد ؟
- مبناى اشكال اوّل ، تمسّك به اصل عملى و جريان قواعد باب تعارض اصلين است .
- مبناى اشكال دوّم ، تمسّك به اخبار حليّت است كه دليل اجتماعى است هرچند كه اصالة الحلّ نيز از همين اخبار به دست آمده است ، لكن محاسبات در هريك متفاوت و هركدام داراى حكمى است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٧