تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
به عبارت ديگر معناى حديث كل شىء لك حلال اين است كه شما در هر مشتبهى يكنواخت حركت نما و ميان مشتبه‌ها فرق نگذار چرا كه گفته هر شىء مشكوك و مشتبه بر تو حلال است . حال همان‌طور كه در موارد شك بدوى اعم از اينكه 10 يا 20 يا 100 ظرف باشد ، همه‌اش مشكوك است و تو در همهء آنها كل شىء لك حلال را اجرا مىكنى در مورد علم اجمالى نيز ، انگشت روى هر انائى كه بگذارى مشكوك است و كل شىء مىگويد هر مشكوكى حلال است و بايد تمام مشتبهات را يك جور حساب كنيد . بنابراين در موارد علم اجمالى اگر علم اجمالى منجّز تكليف است در هيچ‌يك از اطراف شبهه ، كل شىء حلال را اجرا نكنيد . بلكه قاعدهء اشتغال را جارى كنيد . و اگر علم اجمالى منجّز تكليف نيست و كالجهل رأسا است ، كل شىء را در تمام اطراف شبهه و اناءها اجرا كنيد . پس شما نمىتوانيد بگوئيد : كل شىء لك حلال ميان مشتبهين فرق مىگذارد به اين معنا كه در يكى از مشتبهين اجرا مىشود و در ديگرى اجرا نمىشود خير اين با لحن حديث مزبور سازگارى ندارد . البته در تمام موارد شك بدوى چنان كه گذشت جارى مىشود . ثالثا : بناگذارى بر خليّت يك طرف و در نتيجه حكم نمودن به حلال بودن ، عقلا مستلزم بناگذارى بر خمريّت و حكم به حرمت طرف ديگر نيست ، چرا كه ممكن است چيز ديگرى باشد . لذا اصول تنها احكام و لوازم شرعيهء بلاواسطه را ثابت مىكنند نه آثار و لوازم عقليه را . پس چنين اصلى در اطراف علم اجمالى بلافايده است . به عبارت ديگر جناب مستشكل شما گفتيد : كلّ شىء حلال در انائين مشتبهين به اين معناست كه در احدهما بنا را بگذار بر حليّت و خليّت و در ديگرى بنا را بگذار بر خمريّت و حرمت از شما مىپرسيم كه : خلّ بودن يكى از انائين شرعا مستلزم خمر بودن ديگر اناء است يا عقلا . حتما خواهيد گفت : لازمهء عقلى آن است ، اگرچه واقعا تلازم عقلى هم در بين نيست ، بلكه در واقع مقارن اتفاقى است ، چرا كه خلّ بودن يكى از انائين واقعا مستلزم خمر بودن آن ديگرى نيست چون ممكن است آن ديگرى هم خلّ باشد و يا هر دو خمر باشند و يا اصلا چيز ديگرى باشند . منتهى چون اجمالا مىدانى كه يكى خلّ است و يكى خمر لذا خلّ بودن يكى مىشود مقارن با خمر بودن ديگرى .