ترجمه :
تنبيه چهارم : در اقسام شك در حرام در صورت علم به حرمت آن
ما در مطلب اوّل كه عهدهدار بيان حكم اقسام شك است در حرام با وجود علم به حرمت ، كه مسائل شبههء تحريميّه چهارتاست .
نخستين از اين چهار مسئله ( كه ما مصلحت ديديم آن را بر سهتاى ديگر مقدّم بداريم ) شبههء موضوعيّه است ( كه در غالب محصوره و غير محصوره بيان شد ) .
و امّا سهتاى ديگر ( از آن چهار مسئله ) ، آنجائى است كه حرام به غير واجب مشتبه شود ، ( آن هم ) بخاطر شبهه حكميّه يا به جهت عدم نصّ يا به جهت اجمال نصّ ، يا به جهت تعارض نصّين .
پس حكم اينها از آنچه در شبههء محصوره ذكر كرديم روشن مىشود .
لكن اكثر آنچه از اين اقسام ثلاثه در شبههء حكميّه يافت مىشود همان قسم سوم يعنى اجمال نصّ است ، همانطور كه اگر غناى محرّم مردّد باشد بين دو مفهومى كه نسبت ميان آن دو مفهوم عموم و خصوص من وجه است زيرا ماده افتراق اين دو از اين قسم است ( يعنى از قبيل شك در مكلّف به است و اجمال نصّ ) .
و مثل آنجائى كه با دليل خارجى ثابت شود كه اذان سوم روز جمعه حرام است در حالى كه تعيين آن ( كه اذان سوم چيست ) اختلاف وجود دارد .
و مثل اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : من جدد قبرا ، او مثل مثالا تحقيقا از اسلام خارج است ، از اين جهت كه هم جدّد با جيم خوانده مىشود ( بهمعناى تجديد قبر ) هم با حاء مهمله ( بهمعناى ترفيع القبر ) هم با خاء معجمه ( بهمعناى نبش قبر ) هم با ث مثلثه .
نكته :
بنا بر يك قول يك اذان از آن نماز صبح است ، يك اذان از آن نماز ظهر است و يك اذان هم از آن نماز جمعه كه اين مىشود اذان سوم .
بنا بر يك قول هم اين اذان آن اذانى است كه عثمان بنيانگذار آن بوده است كه يك اذان در خانهاش مىگفتند ، سپس يك اقامه ، بعد از آن نيز يك اذان هم در مسجد گفته مىشد و اين را اذان سوم مىگويند .