و لذا وقتى در اينجا شبههء محصوره شد ، احتياط هم واجب مىشود پس بايد از ده لقمه اجتناب نمود .
جناب شيخ به كدام يك از ضوابطى كه در تشخيص شبههء غير محصوره ذكر شد اطمينان قطعى داريد ؟
به هيچيك از ضوابط ، حتّى ضابطهء مذكور .
پس اينكه گفتيد اگر اطراف شبهه وسعت پيدا كند چه ؟
اين ضررى به ضابطه بودن آن نمىزند و لكن به درد استدلال نمىخورد .
جناب شيخ با توجّه به عدم اطمينانى كه در رابطهء با ضابطههاى مذكور داريد چه مىكنيد ؟
در هر بابى كه قدر متيقّن در اطراف شبهه مشخّص نشود و مواردى مشكوك بماند براى آن فكرى كرده و قاعدهاى را مقرّر مىكنيم .
فى المثل :
اگر بگوئيم كه عدد 1000 با ملاحظاتش متيقّن است كه غير محصوره است و عدد 2 و 3 متيقّن است كه محصوره است و بينهما مواردى مثل 100 و 900 هست كه به راحتى به يك طرف ملحق مىشود و لكن موارد مشكوك زيادى وجود دارد كه نمىدانيم محصور است و يا غير محصور ؟
در اينجاست كه بايد براى اينگونه موارد مشكوكه فكرى كرد كه در متن بعدى چنين فكرى را كردهايم و آن را بيان نمودهايم .
منظور از ( و نحوه ) در عبارت شيخ چيست ؟
اين است كه در بحث حجيّت ظواهر شيخ فرمودند كه ظواهر كتاب حجّت است يعنى :
اگر در قرآن به كلام عامّى برخورديم و مخصّصى براى آن پيدا نكرديم به اصالة العموم آن تمسّك مىكنيم .
يا اگر به مطلقى برخورديم و مقيّدى براى آن پيدا نكرديم ، اصالة الاطلاق جارى مىكنيم .
اگر حقيقتى ديديم و قرينهء مجازيّهاى نيافتيم ، الحقيقة جارى مىكنيم .
امّا :
در تنبيهات آن بحث اشكالى وارد شد مبنى بر اينكه :
ظواهر كتاب حجّت نيست ، زيرا ما اجمالا مىدانيم كه خداى تعالى خلاف ظاهر را اراده كرده است و لكن قرينهء آن به ما نرسيده است .
پس چون اجمالا مىدانيم كه برخى آيات از اين قسماند ديگر ظواهر براى ما حجيّت ندارند .
شيخ در آنجا پاسخ فرمود كه :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤١٥