يعنى چه ؟
يعنى ببينيد مورد خطاب محصوره است يا غير محصوره ، نه اينكه حرام مردّد محصوره است يا غير محصوره .
چرا ؟
زيرا اين دو مطلب از نظر نتيجه باهم فرق مىكنند .
فى المثل :
يك حبهء برنج غصبى در ميان 1000 حبّهء برنج وجود دارد ، آيا بايد اين 1000 حبّه را محصوره حساب كنيم و يا غير محصوره ؟
اگر شما حرام مردّد را در نظر بگيريد بايد 1000 حبّه را غير محصوره حساب كنيد زيرا كه 1000 تا امّا در آن وجود دارد بدين صورت كه مىگوئيد :
امّا هذه الحبّة حرام و امّا هذه الحبة حرام الى آخر .
و اگر آنچه شرعا مورد خطاب است در نظر بگيريد و نه حرام مردّد را بايد شبهه را محصوره حساب كنيد .
فى المثل وقتى 1000 حبّه برنج پخته مىشود شما آن را با ده لقمه و يا قاشق مىخوريد .
حال سؤال اين است كه متعلّق خطاب اجتنب آن حبّههاست و يا اين لقمهها ؟
به عبارت ديگر شارع :
1 - اينگونه خطاب مىكند كه لا تأكل حبة النجس من الارز ؟
2 - و يا اينگونه خطاب مىكند كه لا تأكل لقمة فيها ارز نجس ؟
در پاسخ مىگوئيم : خطاب دوّمى درست است .
چرا ؟
زيرا خطاب شارع بايد معقوليت و عرفيت داشته باشد و مردم عرفا و عادة برنج را دانهدانه نمىخورند ، بلكه لقمهلقمه تناول مىكنند .
پس :
شارع نبايد در اينجا حرام مردّد ميان 1000 حبّه را لحاظ كند ، بلكه بايد لقمهء مردّد در ميان لقمهها را لحاظ كند .
حال سؤال اين است كه اگر ما لقمهء مردّد را در نظر بگيريم شبههء محصوره است يا غير محصوره ؟
خواهيد گفت : محصوره .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤١٤