تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
يعنى چه ؟ يعنى ببينيد مورد خطاب محصوره است يا غير محصوره ، نه اينكه حرام مردّد محصوره است يا غير محصوره . چرا ؟ زيرا اين دو مطلب از نظر نتيجه باهم فرق مىكنند . فى المثل : يك حبهء برنج غصبى در ميان 1000 حبّهء برنج وجود دارد ، آيا بايد اين 1000 حبّه را محصوره حساب كنيم و يا غير محصوره ؟ اگر شما حرام مردّد را در نظر بگيريد بايد 1000 حبّه را غير محصوره حساب كنيد زيرا كه 1000 تا امّا در آن وجود دارد بدين صورت كه مىگوئيد : امّا هذه الحبّة حرام و امّا هذه الحبة حرام الى آخر . و اگر آنچه شرعا مورد خطاب است در نظر بگيريد و نه حرام مردّد را بايد شبهه را محصوره حساب كنيد . فى المثل وقتى 1000 حبّه برنج پخته مىشود شما آن را با ده لقمه و يا قاشق مىخوريد . حال سؤال اين است كه متعلّق خطاب اجتنب آن حبّه‌هاست و يا اين لقمه‌ها ؟ به عبارت ديگر شارع : 1 - اين‌گونه خطاب مىكند كه لا تأكل حبة النجس من الارز ؟ 2 - و يا اين‌گونه خطاب مىكند كه لا تأكل لقمة فيها ارز نجس ؟ در پاسخ مىگوئيم : خطاب دوّمى درست است . چرا ؟ زيرا خطاب شارع بايد معقوليت و عرفيت داشته باشد و مردم عرفا و عادة برنج را دانه‌دانه نمىخورند ، بلكه لقمه‌لقمه تناول مىكنند . پس : شارع نبايد در اينجا حرام مردّد ميان 1000 حبّه را لحاظ كند ، بلكه بايد لقمهء مردّد در ميان لقمه‌ها را لحاظ كند . حال سؤال اين است كه اگر ما لقمهء مردّد را در نظر بگيريم شبههء محصوره است يا غير محصوره ؟ خواهيد گفت : محصوره .